اندر احوالات قانون کپی رایت؛

و تو چه می‌دانی که کپی‌رایت چیست؟!

0

موسیقی فارس_سهنداینانلو: کپی‌رایت؛ این زهر هلاهل، این دشمن ارشاد، این هووی سیما و این وصله ناجور! مساله‌ای شده است برای خودش، آخر این چه شورشی است که غربیان از خدا بی‌خبر بر تنبان ما شرقیان شوریده حال نهادند؟ نه تنها نتوانستند جیب هنرمندان را (ادعا می‌کنند این قانون باعث تقویت هنر مستقل می‌شود ولی …زیادی زده‌اند. شما باور نکنید) پر از پول کنند، بلکه از شورش برپا شده تنبان حامیان هنر را نیز بر باد داده‌اند. آخر یکی نیست بگوید فلان فلان شده‌ها، شما را چه کار است با هنر و هنرمند شرقی؟!

هرچند ما که به تخم‌مرغ‌ هایمان نیز هم نیست که این حق و حقوق سوسول مآبانه غربی چه می‌گویند و چه می‌خواهند از جان ما؟! اما خب به هر روی هر چیزی یک حساب و کتابی دارد، جلوی در و همسایه که نمی‌توانیم بگوییم ما کپی‌رایتمان خراب است! مثلا همین “رجب ترقه”ی خودمان (مشهور به اردوغان) اگر آمد و گفت: 《حسن آقا چرا حق پخش تیمای فوتبالتونو نمیدی؟》 چه باید بگوییم؟ نمی‌شود که صاف توی چشم‌های سگ‌دارش زل زد و گفت؛ تو رو سنه نه؟! آن‌وقت می‌رود به الهام، بشار، شی جینگ و … می‌گوید این ایرانیا اصلا جنبه نقد ندارن! از قدیم گفته‌اند آبرو قطره قطره جمع می‌شود ولی یک شبه بر باد می‌رود. بالاخره برای حفظ صورت ماجرا هم که شده و مثل تمام مولفه‌های از غرب آمده، باید یک ماست مالیزاسیونی ترتیب داده شود تا بتوانیم با رنگ و لعاب ایرانی-اسلامی ورژن جدیدی از این پدیده‌های عجیب و بی‌فایده غربی ارائه دهیم که فردا نگویند برنج دم نکشیده دادند به خورد ملت، یا ژله باقالی پلو خوب جا نیافتاده بود و…

اصلا چرا راه دور برویم؟ همین سایت‌های دانلود موزیک خودمان را بگو، هنوز سایت رسمی (اعلام شده توسط این هنرمندان بی‌جنبه، لوس و مالیات نده)، آلبوم یا آهنگ را برای فروش نگذاشته، ۲۴ساعت زودتر ناگهان بسیار خودجوش آهنگ‌ها را لو می‌دهند و ما نیز چون ملتی همیشه در صحنه هستیم، اصلا خجالت می‌کشیم که خدای نکرده زحمت این عزیزان افشاگر را بی‌جواب گذاشته و آهنگ‌ها را مفتکی دانلود نکنیم. اصلا فامیل چه می‌گوید اگر بفهمد که با ۲۴ساعت تاخیر رفته‌ایم و آهنگ را خریده‌ایم؟! افت دارد برایمان! بار چنین ذلتی را هیچ ایرانی غیوری نتوان کشیدن. اصلا شما قضاوت کنید؛ آیا کاری ابلهانه‌تر از خرید محصول فرهنگی آن‌ هم با ۲۴ساعت تاخیر در دنیا وجود دارد؟ ولله که وجود ندارد. مشاهده نموده‌ام که عرض می‌کنم خدمتتان!

جانم برایتان بگوید که در جریان این سیر و سلوک کارشناسانه شرقی‌ام به نتایجی هم در باب این کپی‌رایتِ کوفتی رسیدم؛ این اروپایی‌ها یا خیلی پخمه‌اند، یا خیلی…اند و یا خیلی باحال. موارد دوم و سوم که کاملا مشهود هستند اما در باب اولی باید گفت که هنوز نفهمیده‌اند وقت چقدر ارزش دارد. حقیقتا ما در این مقولات (وقت شناسی) قرن‌ها از این جماعت چشم‌آبی پیشی گرفته ایم. چرا که آن‌ها مدت‌ها مثل غاز نیم‌پز شده‌ای با چهره‌های درهم و دمق به انتظار انتشار قانونی آثار هنری(اعم از فیلم، آلبوم، گیم آو ترونز، جی.لو و…) می‌نشینند تا بروند و پول بدهند که چه بشود؟ مثلا محصول فرهنگی را از راه‌های قانونی خریداری کنند. در حالی‌ که ما در این گوشه از دنیا مشکلات را به سادگی حل کرده‌ایم و به راحتی می‌توانیم در نمودنِ زمان، صرفه‌جویی کنیم. اصلا پیشنهاد من به دول “مَکُش مرگ ما”ی غربی این است که یکی یک عدد وزارت ارشادِ اورجینال(ترجیحا از کافه بازار دانلود شود) روی خودشان نصب کنند تا با سهولت نسخه‌های با کیفیتِ پرحجم و کم‌حجم اثر هنری چند روز پیش از موعد مقرر روانه بازار شود. این‌طور مردم مسکین و بدبخت اروپایی (خصوصا اروپای غربی+بریتانیای کبیر و صغیر قبل و بعد از برگزیت) نیز کمی در وقت و هزینه‌هایشان صرفه‌جویی خواهد شد و یک خدا بیامرزی هم نصیب اموات ملت همیشه در صحنه ایران می‌شود. اصلا چه چیز بهتر از رضایت خلق الله است؟ حقاً که شیرینی خدمت را با هیچ تلخی قدرتی نمی‌توان عوض کرد.

و اما مخلص کلام آن که؛ این غربی‌های دربه‌در را به حال خودشان واگذاریم، این بخت برگشتگانِ خاکستر به سر، هنوز داغ هستند و نمی‌دانند چه بلایی بر سر خودشان و نسل‌های ما بَعد خودشان می‌آورند. همین که ظاهر ماجرا را حفظ کنیم کافی است، ولی نباید فراموشمان شود که ما روح و خون آریایی داریم، بسیار هم غلیظ است لامصب! نباید تسلیم قرطی بازی‌هایی چون دموکراسی، دولت رفاه، پلورالیسم و این اواخر کپی‌رایتِ وامانده شویم. مرعوب این مفاهیم من درآوردی شدن همان و کاهش غلظت خون آریایی‌مان همان! مثلا خیلی ضایع است که غریبه‌ها بگویند این ایرانی‌ها بالاخره اف.اِی.تی.اف را امضاء کردند! حالا به درک که نمی‌توانیم دارو بخریم، پول استراماچونی را بدهیم و یا درآمد کنسرت‌ها را به کشور وارد کنیم، مهم خون است که همچنان غلیظ بماند! دست آخر بهتر است این بیچاره‌ها را به حال خودشان وا نهیم و با سرعت هرچه تمام‌تر به پیشبرد شاخص‌های توسعه پایدار در همین میهن خودمان ادامه دهیم. باشد که مبادا، خدای ناکرده رستگار شویم!

پس شد، آن‌چه شد…

اختصاصی موسیقی فارس

اشتراک گذاری

درباره نویسنده

دبیر تحریریه و دبیر عکس

پاسخ دهید