نقدی بر نحوه گزینش آثار در ۳۸اُمین جشنواره تئاتر فجر؛

آنچه شما می‌کنید یکسره بیداد است!

0

نویسنده میهمان:جواد سجادی
کارگردان تئاتر

موسیقی فارس: در ورای داغ شدن بحث تحریم جشنواره تئاتر فجر و بزن و بکوب ها، بگیر و ببندها، بیانیه ها و هزار دعوای حیدری-نعمتی دیگر، بد نیست نگاهی به ساختار بیمار و معیوب این جشنواره نیز بیندازیم. جشنواره‌ای که عنوان دهان پر کن “بین المللی” را یدک می‌کشد ولی عملا در حد یک جشنواره شهرستانی (مشخصا تهران) تنزل پیدا کرده و برای خالی نبودن عریضه و دراز بودن زبان برگزار کنندگانش بعضی آثار استان‌های دیگر را به آن وصله کرده اند.

در ادامه با بررسی جدول نهایی جشنواره فجر و تعداد آثار راه‌یافته به این لیست می توان به نکات قابل توجهی رسید که گواه ادعای مطرح شده مبنی بر نگاه تک ساحتی و صرفا توجه به نمایش‌های تهرانی‌ها است. البته این امر به هیچ عنوان تازگی ندارد و گویی تبدیل به یک سنت مضحک و لایتغیر شده که سالیان سال است انگیزه حضور در این فستیوال را برای دست‌اندکاران تئاتر استان‌ها، تضعیف و آن‌ها را به بستن بار و بنه خود، جهت مهاجرت
به تهران رهنمون می‌کند(نه صرفا برای حضور در فجر که برای مورد توجه قرار گرفتن و دیده شدن).

با یک حساب سرانگشتی و با تکیه بر جداول منتشر شده توسط دبیرخانه جشنواره تئاتر فجر می‌توان به اعداد و ارقام معنا‌داری دست یافت که در ادامه بخشی از آن را مشاهده خواهید کرد. البته لازم به ذکر است این بررسی آماری بدون احتساب برخی گروه‌ها مبنی بر تصمیم در انصراف از جشنواره و همچنین جایگزین شدن آثار نمایشی دیگر صورت گرفته و ممکن است در شرایط عادی اعداد و ارقام کمی بالا و پایین شوند؛

بخش نمایشنامه نویسی
مجموع آثار منتخب: ۷اثر
تهران: ۵اثر
استان های د یگر: ۲اثر
۷۲ درصد تهران

بخش مسابقه صحنه‌ای
مجموع آثار منتخب: ۱۵ اثر
تهران: ۱۴اثر
استان های دیگر: ۱ اثر *
تهران ۹۳ درصد
*: این اثر نیز به واسطه همت گروه، در تهران به روی صحنه رفت.

در ارتباط با این بخش باید گفت انتخاب بخش اول آثاری که توسط داوران بر اساس فیلم های دریافتی معرفی شده‌اند عمق فاجعه را نشان می‌دهد. طبیعی است هیئت داوران بخش عمده این آثار را در تهران و بر روی صحنه دیده باشند، ولی در مورد آثار استان های دیگر به دیدن فیلم بسنده کند و چه کسی نمی‌داند که دیدن تیاتر
از طریف فیلم خود چه فاجعه ای است، خاصه آن‌که در مسند قضاوت و انتخاب نیز باشد.

در بخش مسابقه دو قسمت دیگری نیز وجود داشت که نکاتی در این مورد نیز شایان توجه است؛
۱.آثار منتخب جشنواره استان ها
۲ .مهمان دبیر

جشنواره ی استان ها: این همان بخشی است که عملا استخوان در گلوی فجر است و راهی جز برگزاری آن ندارد. در حقیقت هیئت برگزاری مجبور است به صورت فرمایشی هم که شده آثاری را از سایر استان ها انتخاب کند.
تعداد آثار انتخابی از استان ها: ۱۲ اثر

مهمان دبیر جشنواره: این بخش جایی است که تلخی قسمت انتخاب اجباری استان‌ها را تا حدی کمرنگ می‌کند.
تعداد آثار (غیر انتخابی و بر اساس مالک نامعلوم یا بهتر بگوییم معلوم) مهمان دبیر جشنواره: ۵ اثر
تهران: ۴ اثر
استان‌های دیگر: ۱ اثر

تعداد آثار در مجموع این بخش و معرفی آثار جدی‌تر به عنوان جایگزین نیز ۳۴ نمایش می باشد؛
تهران: ۲۰ اثر
استان های دیگر: ۱۴ اثر
۶۵ درصد تهران

بخش غیر رقابتی جشنواره تئاتر فجر؛
اتفاقات ایین قسمت حتی از قسمت مسابقه نیز عجیب‌تر است. اعلام بسیار دیرهنگام اسامی آثار راه یافته، که خود تخطی آشکاری از زمان بندی اعلام شده در فراخوان بود نیز دست برگزارکنندگان (که اصرار غریبی به رعایت نظم و پیروی از تقویم جشنواره داشتند) را رو کرد. طُرفه آن‌که پس از تاخیر فراوان، دبیر جشنواره طی بیانیه‌ای شتابزده اعلام کرد تنها ۵۰ اثر به این بخش فرستاده شده است و بنا به صلاح‌دید هیئت داوران تنها ۸ اثر به فجر معرفی شده‌اند که این امر نیز با ساختار فراخوان به شدت در تعارض
بود.چرا که طبق فراخوان قرار بود ۱۶ الی ۱۹ اثر به این بخش راه یابند.

آثار معرفی شده توسط هیئت داوران این بخش: ۸ اثر
تهران: ۵ اثر
استان های دیگر: ۳ اثر

ماجرا اما به اینجا ختم نشد و دبیر جشنواره طی همان بیانیه با تعجب اعلام کرد با وجود بیشتر بودن مبلغ اهدایی به گروه ها در بخش غیر رقابتی، نسبت به بخش رقابتی، این
میزان از علاقه مندی تئاتری های ایران (شما بخوانید تهران) به بخش مسابقه بیش از انتظار بوده فلذا با مقایسه تعداد آثار ارسالی به بخش مسابقه و غیر رقابتی و اختلاف فاحش میان این دو بخش و پایین بودن تعداد اثار غیر رقابتی، با صلاح‌دید خود و با استفاده از امتیاز دبیری جشنواره، آثار دیگری به این بخش اضافه می کند. )این نکته که دبیر جشنواره فجر از ساختار تئاتر کشور بی‌خبر بوده نیز مساله قابل تاملی است، اما نکته مهم‌تر اثار معرفی شده از سمت ایشان است که احتمالا می‌توانید حدس بزنید به کجا ختم می‌شود.) به هر روی دبیر جشنواره وارد میدان شد و آثاری را (خود آن آثار قابل توجه هستند) به عنوان مهمان به این بخش دعوت کرد.

تعداد آثار مهمان دبیر جشنواره، بخش غیررقابتی: ۸ اثر
تهران: ۷ اثر
استان‌های دیگر: ۱ اثر

با انصراف بعضی گروه‌ها و جایگزینی آثار معرفی شده
در مجموع آثار این بخش: ۲۲ اثر
تهران: ۱۶ اثر
استان های دیگر: ۶ اثر
۷۲ درصد تهران

و اما در دو بخش دیگر گونه ها و به علاوه فجر نیز آمار منتشر شده از این قرار است؛

بخش دیگر گونه های اجرا
مجموع اثار معرفی شده: ۱۷ اثر
تهران: ۱۵ اثر (۸۸درصد)
استان های دیگر: ۲ اثر

بخش به علاوه فجر:
مجموع آثار معرفی شده: ۳۸ اثر
تهران: ۲۹ اثر (۷۶درصد)
استان های دیگر: ۹ اثر
(تمامی آثار انتخابی استان‌های دیگر در تماشاخانه‌های خصوصی تهران اجرا شده‌اند)

و اما در پایان باید به این نکته مهم اشاره کرد که زمانی این نکات تاسف بارتر می شود که بدانیم بعضی از آثار دعوت شده توسط دبیر محترم جشنواره فجر، تنها برای تبلیغات مجازی و محیطی خود هزینه‌ای بالغ بر ۱۰۰ میلیون تومان خرج می‌کنند) و گرفتن مثلا ۳۰ میلیون تومان ورودی فجر برای انها مضحک است، در حالی‌ که کل بودجه تئاتر اکثر استان‌ها به نصف این مبلغ نیز نمی‌رسد پس چرا باید استخوان‌های آثار فقیر استانی صرفا به لحاظ مالی و پروپاگاندای تبلیغاتی (و نه محتوایی) باید در چرخ‌گوشت رقابت با آن‌ها این‌ چنین خرد شود؟ و زمانی که به اسامی می‌نگریم نام صاحبان اثر دعوت شده لیست بلندبالای به اصطلاح بازیگران‌شان، اسامی پر طمطراقی که (نه زینت بخش مجلس‌اند و نه گرم کننده آن) مجال را برای ارائه خلاقیت و نوآوری‌ها سخت تنگ می‌بینیم.

” آنچه شما می‌کنید یکسره بیداد است”

اختصاصی موسیقی فارس

اشتراک گذاری

درباره نویسنده

پاسخ دهید