نقدی بر لغو کنسرت‌ها توسط هنرمندان؛

من کنسل می‌کنم، شما چطور؟!

0

موسیقی فارس_سهنداینانلو:روزی نیست که خبری از لغو کنسرت ها و نمایش‌ ها شنیده نشود، همه چیز هم با یک پست پر آب چشم آغاز می‌شود که من تحت تاثیر خیزش مردم و سرکوب آن‌ها دل و دماغ اجرا ندارم، حالم خوش نیست و الخ…

جریان چیست؟ چطور می‌شود که حامیان اصلی معترضین در بین هنرمندان بدون استثنا برنامه های خود را ادامه می‌دهند اما برخی دیگر با هزار منت و تبختر از برگزاری برنامه هایشان سر باز می‌زنند؟ با نگاهی گذرا نیز درمی‌یابیم بلااستثناء تمام برنامه های کنسل شده فاصله بسیار زیادی با فروش تمام بلیت ها داشته اند و چندان مورد استقبال مخاطبین قرار نگرفته بودند. برای مثال همین حالا بلیت فروشی کنسرت شهر خاموش (کیهان کلهر و کوارتت مینیاتور) جریان دارد و تقریبا در ۵ دقیقه تمام بلیت‌ها به فروش می‌رسد. کیهان کلهر از نخستین امضاء کنندگان بیانیه معروف به ۹ آذر است که در حمایت از معترضین منتشر شد، آیا می‌توان گفت کلهر بدلیل بی اعتنایی به این اعتراضات اقدام به برگزاری کنسرت نموده؟ آیا کسی می‌تواند چنین ادعایی کند؟ و نکته دیگر آن که بلیت‌ ها را چه کسانی می‌خرند؟ مگر مردم نیستند که هجوم برده اند به پیشخوان های اینترنتی فروش بلیت تا جایی در کنار سایر هم‌ وطنان داشته باشند که دل به نوای کمانچه استاد بسپارند؟ مگر همین مردم معترض نیستند که حالا بلیت کنسرت و تئاتر می‌خرند؟ آیا رواست که حلقه عدم توفیق خود در جذب مخاطب را با منت بر گردن مردم بی‌نوای ایران بیافشانیم؟

نکته دیگر کاملا صنفی است، زندگی در حال جریان است. فارغ از تحلیل‌ های سیاسی و اجتماعی بعد از آن روز های تلخ حالا راننده تاکسی، معلم، کارگر، لباس فروش و… سر کار خود بازگشته اند و به کسب رزق مشغول هستند. چه دلیلی وجود دارد که مثلا موزیسین و یا تئاتر پیشه نباید به کارش که اتفاقا تنها منبع درآمدش هست بازگردد؟ آیا مثلا نانوایی را سراغ دارید که بگوید به دلیل تالمات روحی ناشی از اتفاقات اخیر دل و دماغ نان پختن ندارد؟ مگر تفاوت یک موزیسین با نانوا در ماهیت شغلی چیست؟ درآمد هر دو از همین راه است و بالاجبار به ادامه فعالیت صنفی شان بازگشته اند. اتفاقا در این ایام که دل های ایرانیان آزرده و غمناک است وظیفه هنرمندان بیش از پیش اهمیت خواهد داشت چرا که نخوت اجتماعی و ناامیدی به آینده همچون آفتی است که جامعه را به ورطه نابودی خواهد کشید و این مهم که امید رفته را دوباره زنده کند بر عهده هنرمند است. اگر وضعیت جاری اجتماع به حالت پیش از وقایع آبان بازنگشته بود بحث فرق می‌کرد اما حالا که (چه خوشمان بیاید چه نه) به وضعیت عادی بازگشته چرا نباید هنرمندان به ایفای نقش اجتماعی شان ادامه دهند؟
شو آف هنر ما ایرانیان است، شنیده اید که قدما گفته اند؛ روغن ریخته را نذر امامزاده کرد؟ حالا حکایت این دوستان هم حکایت همان نذرکننده است که می‌بیند صندلی ها خالی مانده اند و باید هر روز با اضطراب منتظر فروش رفتن بلیت ها بماند، چه فرصتی بهتر و مناسب‌تر از این که منت بر سر امامزاده زبان بسته بگذارد و با ژست حق به جانبی در دل به ریش ملت بخندد.
البته در این بین هستند افرادی که واقعا در تبعیت از احساسات خود دست به چنین اقدامی زده‌اند اما سخت می‌توان باور کرد که عنصر صداقت در این حرکت پایورانه حاضر باشد.

اختصاصی موسیقی فارس

اشتراک گذاری

درباره نویسنده

دبیر تحریریه و دبیر عکس

پاسخ دهید