نقد “مطرب” از دیدِ یک منتقدِ دهه هفتادی

1

موسیقی فارس_شبنم خان‌مصدق: یکی از خصوصیات ۷۰ درصد ما دهه هفتادی ها فیلم باز بودن ما است. ما سعی می‌کنیم اگر سینما را تنها و تنها حتی در حد یک تماشاچی هم که شده دنبال کنیم. یک تماشاچی متخصص باشیم؛ یعنی مثل خیلی از تماشاگران صرفا به فیلم یک دیدگاه پوپولیستی نداشته باشیم و درباره ادبیات سینما و جنبه های مختلف آن به مطالعه بپردازیم و سینماگران و آثارشان را از بعد مکتب به نقد بکشیم.

وقتی شنیدم فیلمی با بازی پرویز پرستویی -یا به قول خودمان عمو پرویز- که بعد از سال ۵۷ به صراحت می‌توان گفت به همراه استاد شکیبایی از نوابغ سینمای ما هستند فورا به همراه مادرم که هم چون دیگر مادران ایران زمین طرفدار پر و پاقرص ایشان هستند به سینما رفتیم و به تماشای فیلم نشستیم. موضوع اصلی پیرامون زندگی یک خواننده قبل انقلاب است که پس از وقوع انقلاب از کار بی کار می‌شود و زندگی اش تنها در بخش حقیقی، آن هم به سختی سپری می‌شود. پدر وجه زندگی حرفه ای که برای خودش معین کرده بود که حرفه خوانندگی بود نتوانست به فعالیت حرفه ای بپردازد و موفقیت کسب کند .

ایده اصلی فیلم چندان جذاب نبود و در طول فیلم با پرداختن به موضوعات دیگر دچار بی سرانجامی شده بود و البته حتی موضوعات مطرح شده هم بی نتیجه مانده بود مثل موضوع اصلی فیلم .
بازیگری این فیلم فوق العاده فیک بود و به اصطلاح ما فیلم‌بازها اصلا smooth نبود مخصوصا بازی نقش اول فیلم پرویز پرستویی که انتظار می‌رفت بعد از ناکامی در فیلم “لس‌آنجلس_تهران” که اکران اولین فیلم سینمایی وی در سال ۹۸ بود، با فیلم جدیدشان یک جبران و معذرت خواهی از طرفداران و منتقدینش بکنند. اصلا چنین نبود و باز هم مثل فیلم قبلی ما شاهد هیچ method acting که باعث خلق یک شاهکار از وی می شود از ایشان نبودیم و هیچ سکانس زنده ای از این بازیگر یا به تعبیر سینماگران سکانس ماندگار در طول این فیلم نبودیم و هم چنین نسبت به بازی تک تک بازیگران فیلم نیز این مشکل به چشم می خورد.

نحوه روایت فیلم توسط کارگردان اصلا خوب نبود و فوق‌العاده کسل کننده بود و سکانس‌های بی سرانجام و بی محتوایی را شامل می‌شد. فیلمساز سعی کرده بود از ایده غیرخطی کردن در روایت فیلم و همزمانی و همزمانی بعضی داستان‌های فیلم به صورت موازی و غیره استفاده کند ولی اصلا در به ثمر رساندن این ایده موفق نبود چرا که از موضوع اصلی فیلم کناره گرفته بود و هم موضوعات فرعی را نتوانسته بود به صورت در هم تنیده نمایش دهد و به سرانجام برساند.
فیلم برداری و تدوین کار سراسر خطی بود و هیچ شیطنتی به قول طرفداران سینما نه در فیلمبرداری و نه در تدوین در کار نبود و حرکات دوربین بسیار ابتدایی بود.

فضاسازی فیلم کاملا نامتناسب با حال و هوای فیلم بود و لوکیشن کار نامناسب بود. طراحی صحنه و انتخاب اجسام فوق‌العاده مبتدی بودند وقایع و حتی نحوه و افکت فیلم برداری با وجود هزینه ای که شده بود نتوانست مخاطب را میخکوب کند.
و اما موسیقی فیلم که اصلا اورجینال نبود و نتوانست با روح و روان بیننده بازی کند. موزیک متن نتوانسته بود خود را با فیلم و موضوع اصلی آن match کند و تاثیرگذاری فیلم را چندین برابر کند.

کارگردان و نویسنده تماشاچی را با شوخی های جنسی وادار به خنداندن می‌کردند نه با یک کمدی نیشدار و تیز. کارگردان سعی کرده بود صحنه هایی را که توانایی خلق آن را نداشت تنها و تنها به وسیله راوی به سمع و نظر مخاطب برساند.

به صراحت می‌توان گفت این فیلم یک فیلم مبتذل و یا گیشه ای بیش نبود. امیدوارم دیگر سینماگران از شرایط اقتصادی و اجتماعی مردم سوء استفاده نکنند و آن ها را به تماشای یک فیلم بی محتوا ننشانند و یاد بگیرند پول و وقت تماشاچی هم ارزش دارد.

اختصاصی موسیقی فارس

اشتراک گذاری

درباره نویسنده

دبیر تحریریه و دبیر عکس

۱ دیدگاه

پاسخ دهید