از حمایت های کورکورانه طرفداران تا الگوهای بی حساب و کتاب جامعه

علت فضای متشنج این روزهای جامعه موسیقی چیست؟

0

موسیقی فارس- شبنم ظهیریان: میلیاردها انسان دراین کره خاکی زندگی می کنند که رنگ پوست،نژاد،زبان و به طور کلی ژنتیک متفاوتی دارند. یعنی در طبیعت هیچ دو انسانی پیدا نمی شوند که دقیقا مثل هم باشند، به جز دوقلوهای همسان. اما وقتی دقیق تر نگاه کنیم متوجه می شویم که دوقلوهای همسان نیز با وجود ژنتیک یکسان ،اثرانگشت متفاوتی دارند. این تنوع در خلقت شگفت انگیز است اما شگفت انگیز تراز آن، این است که امروزه ما انسان ها بدون توجه به این تفاوت های بنیادین، همواره توقع داریم همه آدمهای اطرافمان مثل ما رفتارکنند.عقیده، سلیقه،احساس و طرز تفکرشان منطبق با ما باشد و این اتفاق هرگز امکان پذیر نیست.
این حرف به این معنا نیست که باوجود این تفاوت ها انسان ها نمی توانند با هم تعامل داشته باشند و در کمال آرامش و احترام به سمت اهداف فردی خود گام بردارند. احترام دقیقا همین حلقه مفقوده این روز های جوامع گوناگون است و جنگ و دعواهای زیادی به راه انداخته است.
موسیقی پاپ کشور ما یکی از همین جوامع است که این روزها با توجه به کمبود یا درواقع نبود فرهنگ سازی کافی، دچار حاشیه های گوناگونی شده است.
یک روز خبر می رسد که خواننده و نوازنده به جان هم افتاده اند و دیگر روز خبری منتشر می شود از اختلافات عجیب بین تهیه کننده و خواننده و شاید بتوان گفت که هرروز خبرهایی به گوش می رسد از دعواهای طرفداران دو خواننده و متاسفانه توهین هایی که به زعم خود برای حمایت از هنرمند موردعلاقه ، نثار صفحات مجازی هنرمند رقیب می کنند.
همانند خیلی از موضوعات دیگر، فرهنگ هواداربودن در جامعه امروز ما وجود خارجی ندارد و بیشتر حمایت ها ناشی از احساسات و به دور از منطق و دانش موسیقیایی لازم است.
شاید اگرهنرمندان ما فضای مجازی را همانند اجتماع حقیقی که در آن زندگی می کنند،متعلق به عموم مردم می دانسته ، آن را ملک شخصی خود قلمداد نمی کردند و از لحظه به لحظه زندگی خود عکس وفیلم پست نمی کردند، دیگران هم برای آن ها حریم شخصی قائل می شدند وکمتر شاهد اتفاقات ناخوشایند بودیم.
وقتی اختلافات دو خواننده که زمانی با هم همکاری می کردند و حالا دشمن درجه یک شده اند، به فضای مجازی راه پیدا می کند، نتیجه ای بهتر از فحاشی و توهین بین طرفداران و سوء استفاده ازاحساسات آن ها دیده نمی شود.
حتی اگر بخواهیم از این همه توهین و جنجال بین طرفداران درفضای مجازی چشم پوشی کنیم، هرگز نمی توان از رفتارهای زننده کسانی که نام هنرمند را با خود به یدک می کشند و الگوهای بی حساب وکتابی برای مردم عادی هستند، به راحتی گذر کرد.
وقتی نوازنده ای پستی از فالش خواندن یک ترانه توسط چند نوجوان در صفحه خود منتشر می کند وبه یک باره صاحبان اصلی آن اثر بدون اندک مکث و پرس وجو، در صفحات عمومی خود به آن نوازنده می تازند و وی را نوازنده درجه 10 خطاب کرده وتهدیدش می کنند، این گونه فضا متشنج می شود و هیچ چیزی دیگر جلودار این جو آلوده نیست.
وقتی حرفی از اخلاق دربین الگوهای موسیقی در میان نباشد، چه انتظاری می توان از طرفداران عموما کم سن و سال آن ها داشت؟
چه می شود که رهبر یک گروه موسیقی به خاطر یک ویدیو یک دقیقه ای این همه بداخلاقی از خود بروز می دهد وتصور می کند به گروهش توهین شده است و حتما باید عرض اندام کند؟
حتی اگر فرض را براین بگذاریم که این ویدیویی که اخیرا منتشر شده است، نقد زیرکانه ای برعملکرد آن گروه باشد، این نقطه ضعف بزرگی است که این گونه دربرابر نقد دیگران واکنش نشان می دهند.
متاسفانه برخی نقد را به دشمنی تعبیر کرده و با منتقدین برخورد مناسبی انجام نمی دهند ولی این تغییر دیدگاه چگونه رخ داده و چرا افراد هر گونه گوشزد کردن مشکلات و ایرادها را منع می کنند؟
بارها گفته شده است که فرهنگ جامعه باید تغییر کند و به سوی فضای نقد و انتقاد برود. چون در جامعه ای که فضا بسته و محدود باشد هیچ پیشرفت و توسعه ای حاصل نمی شود و کارهای اشتباه و رویه های غلط با این فرض که هیچکس معترض آن نیست ، همچنان ادامه می یابد.
و صد البته این‌که نقد می‌تواند آمیخته به مکر و حیله باشد. این غیرممکن است که بخواهیم بفهمیم انتقادها، خالصانه و از روی صداقت است یا خیر، ولی می‌توانیم آنچه بیان شده است را از راهی سالم و منطقی پردازش کنیم.
البته از این طرف منتقدین نیز باید یاد بگیرند چگونه نقد کنند. ناگفته نماند انتقاد کردن، ادبیات خاص خود را دارد و انتقادی سازنده و کارگشا خواهد بود که به حق باشد و منتقد، خود را ملزم به قوانین نقد صحیح بداند نه اینکه تنها با این حربه که انتقاد سازنده است هر بلائی بر سر انتقاد شونده بیاوریم و به شخصیت انسانی وی توهین کنیم.
حتی اگر در ماجرای اخیرنقدی همراه با شیطنت صورت گرفته باشد،باز هم نمی توان بر قبح این واکنش بی ادبانه سرپوش گذاشت و از این رفتار خرده نگرفت.
اما در پایان می توان گفت که تردیدی وجود ندارد مبنی براین که آرامش باید بر فضای موسیقی پاپ حاکم شود. این روزها همه ما به آرامش نیاز داریم.اگر آرامشی پدید نیاید، آهنگ پیشرفت موسیقی کند و کندتر خواهد شد.

اشتراک گذاری

درباره نویسنده

پاسخ دهید