از مصدر جعلی «می دله» تا «تنگید»

0

موسیقی فارس-ایلیا محمدی نیا: علی رضا طلیسچی ترانه دارد با عنوان «ای دل غافل » که در بخشی از آن چنین آمده است

اَی دل غافل بکش منت عشقو
بفهمون به دلش تو یه چیزیت هست
یکی یدونم تویی چراغ خونم تویی
غیر از خودتو ولش کن ولش کن
طرف حسابت منم مست و خرابت منم
هرکیو اومد دکش کن آی دکش کن
خندید خندید دلم بدجوری تنگید

« تنگید»؟
خواستم بنویسم که بزرگوار این فعل با مصدر جعلی را از کجا آوردی ؟ دوستی به من یاد آور شد که اوضاع در حوزه ترانه سرایی موسیقی پاپ و.. خیلی فاجعه بار تر از این هاست. برای مثال هم بخشی از ترانه زیر را که فرید احمدی ترانه اش را گفته بود و بنیامین خوانده بود برایم فرستاد.

عشق احساسه ، نه معادله
بخوای حلش کنی میشه مبادله
این مبادله میشه مجادله
هیشکی هیچی نگه
حکم اینجا دله
هی دل من داره با دلت می دله

«می دله»؟
یعنی چی بزرگوار؟
بعد تر پیش از اینکه این نوشتار کامل شود چند ترانه دیگر هم برایم فرستاد که فصل مشترک همه آنها اجرا و خوانندگی توسط افراد و خواننده های معروف بود. این وضعیت بخشی از حوزه موسیقی پاپ است که بیشتر در تیررس و دسترسی است حال ببینید اوضاع در لایه های پایین تر چه حال و روزی دارد.
شاید گفته شود استفاده از مصدر جعلی امری بی سابقه در زبان محاوره نیست. البته که نیست.
ابتدا تعریفی از مصدر جعلی بخوانیم
مصدرجعلی یعنی مصدر ساختگی ، آن است که کلمه در اصل مصدر نباشد، بلکه به آخر اسم فارسی یا واژة وام گرفته از دیگرزبانها نشانة مصدری «یدن» – «اندن »- «انیدن» درآورند. مانند: فهمیدن ، بلعیدن ، طلبیدن ، رقصیدن ، غارتیدن ، جنگیدن ، قاپیدن ، چربیدن . همچنین لغاتی را که از اضافه شدن یک اسم با «َیّت » درست شده باشد مصدرجعلی یا صناعی نامند، مانند: اسلامیت ، انسانیت ، آدمیت و جز آن .( دهخدا )
اما انصافا «تنگید »و« می دله »کجای این مصدر های جعلی یا به عبارتی صناعی قرار می گیرد . تمامی مصدر هایی که در بالا نام برده شده شد سالهای سال در زبان محاوره چرخیده و سپس وارد بخشی از ادبیات گفتاری و نوشتاری زبان فارسی شد. به عبارتی دیگر بسیار از این مصدر ها ساخته شدند والبته که خیلی زود به دست فراموشی سپرده شدندو راهی به ماندگاری و ورود به ادبیات نوشتاری ما پیدا نکردند. حال این دو بزرگوار با این دو واژه جعلی گویی قصد دارند جایی در این آشفته بازار برای خود و واژه گان جعلی شان باز کنند که با توجه به حجم طرفداران نوجوانی که در اختیار دارند و سواد ومطالعه ی که در بیشتر اوقات نیست البته خیلی دور نیست که موفق هم شوند. صادقانه در میان خوانندگان پاپ و حتی حوزه موسیقی اصیل کمتر خواننده ای سراغ داریم که با ادبیات فارسی قرابت و نزدیکی داشته باشند.کافیست که به جای خواندن(در اینجا به کم و کیفش کاری ندارم) چند دقیقه ای درباب شعر و ادبیات یا درباره هر مساله مبتلابه این روزهای جامعه صحبت کنند خیلی زود عیار نداشته یشان بروز پیدا می کند. در نتیجه حرجی به اینها نیست. مخاطب این نوشته شورای شعر و ترانه وزارت ارشاد است که چگونه به همچین ترانه های سخیف و بی ارزشی مجوز می دهند.
اگر شما بخواهید بر مبنای اشعار سعدی یا حافظ در حوزه موسیقی اصیل یا حتی پاپ کنسرتی برگزار کنید باید مدتها منتظر نقطه نظرات حضرات در شورای شعر و ترانه باشید. درواقع این شورا همان مقدار که وقت صرف بررسی ترانه های گاه بی ارزش می کند که در نهایت تایید هم می کند همانند همین دو اثری که در بالا آمد. همان مدت زمان را صرف بررسی اشعار حضرت حافظ و سعدی می کند. که گاه منجر به تغییر و جابجایی شعر هم می شود. به نظرتان این عجیب نیست؟

منبع اختصاصی موسیقی فارس

 

اشتراک گذاری

درباره نویسنده

پاسخ دهید