موسیقی فارس-حسین آزاد خواننده ای است که دغدغه هنری دارد و علاوه بر اینکه خواننده است، شاعر، موزیسین و نویسنده  است .

آزاد متولد ۲۱ آبان هزار و سیصد و شصت، کارشناس عکاسی و کارگردانی وهمچنین مدیر عامل شرکتی در زمینه معماری است. طراحی داخلی نیز از فعالیت‌هایی است که وی در آن زمینه تجربه دارد.

او در سن بیست و دوسالگی به‌عنوان جوان‌ترین نویسنده و با سه جلد کتاب در کتابخانه ملی معرفی شد . تاکنون نیز موفق به دریافت چندین لوح تقدیر از همایش‌های مختلف و نقد آثار هنری گشته است.

«از این رفتن‌ها خسته‌ام»، «تنهای عاشق» و «به خاطر سبیل‌های نداشته» که برای کودکان نوشته، کتابهای منتشر شده او هستند. همکاری‌های متعددی نیز در زمینه فیلم‌های کوتاه مستند داشته‌است.

وی به دلیل مشغله کاری و پست مدیریتی اش، بالغ‌بر دوازده سال از فعالیت‌های هنری فاصله گرفت. در همین سال‌ها بیشتر در خلوت خود شعر گفته و نوشته‌است. با وی گفت وگو کرده‌ایم که می‌خوانید:

* از شرایط کنونی عرصه موسیقی پاپ که بعضا با ورود بی‌رویه تعدادی ازخواننده‌‌هایی همراه است که علم و دانش کافی در حوزه خوانندگی را ندارند و استمرار این موضوع به مرور زمان باعث بروز آسیب‌‌های جدی در این زمینه می‌‌شود، چه تحلیلی ارائه می‌‌دهید؟

با بودن خوانندگان بی شماری که در این عرصه فعالیت می کنند چند اتفاق افتاده، که هم خوبی های خودش را دارد و هم ایراد هایی که کمی برایتان شرح می دهم.

اگر رقابت در این کار را به یک مسابقه دوندگی تشبیه کنیم که تعداد شرکت کنندگان آن بالای هزار نفر باشند، یقینا می بایست برای پیروزی و موفقیت، خودت را با هزار نفر بسنجی و تلاشی بیشتر و در خور این مسابقه داشته باشی!

حالا اینکه آیا همه دونده ها از قابلیت این مسابقه برخوردار هستند یا خیر، زیاد مهم نیست!

مهم تعداد بالای شرکت کننده هاست که شما را مجاب به حس رقابت و تلاش بیشتر در این عرصه می کند و خروجی اش در نهایت باعث ساخت موزیک های خاص تر و خلاقیت های جدید و فضاهای کم تکرارتر می گردد که برای شنوندگان مطلوب و شنیدنی تر خواهد بود پس تعداد زیاد خواننده ها به نظر بنده بسیار هم خوب است و باعث پیشرفت می شود.

نکته ی دیگر اینکه واقعا جای صحبت های خیلی بیشتر از چند خط را دارد اما من کوتاه به این مطلب می پردازم.

یک موزیک به عنوان تک ترک هزینه و زحمت های زیادی را پیش رو دارد و چندین نفر در این زمینه را با خودش درگیر میک ند، از شاعر و آهنگساز و تنظیم کننده و استودیو و بحث میکس و مستر و نوازندگانی که روی آن کار تاثیر می گذارند تا در نهایت یک قطعه موزیک آماده و عرضه شود و این تازه شروع سختی هاست.

حالا این کار باید در بازاری بی چهارچوب و با هزینه های بسیار بالا به دست شنوندگان برسد که هزینه ی پخش و هزاران ترفند تبلیغات خودش را دارد که شامل هزینه های چند برابر بیشتر از ساخت خود موزیک می شود و این باعث تاسف و گلایه است چرا که بسیار بی منطق و بی چهارچوب و بی قاعده و قانون است. اما صحبت بنده این است که با این همه سختی و داستان های پشت پرده و از آنجا که قانون کپی رایت هم در ایران وجود ندارد و هیچ هزینه ای از این کار برای تولید کننده ی اثر قابل برگشت نیست، بهتر است مخاطبان کمی منصفانه به این داستان نگاه کنند و حالا که برای شنیدن موزیک، هیچ پولی پرداخت نمی کنند، لا اقل فقط در مورد خوب یا بد بودن آن اثر صحبت کنند و حاشیه و انتقاد های جدی تری را به آن اثر وارد نکنند چرا که هر کسی می تواند در این عرصه کار کند و مخاطب هم با گوش کردن و نکردن آن قطعه، در واقع نظر خودش را بیان کرده است و کم لطفی است بخواهد در ازای چیزی که حتی هزار تومان پرداخت نکرده به اصطلاح گارد گرفته و خواننده یا عوامل کار را به راحتی مورد اهانت و انتقاد های غیر اخلاقی قرار دهد.

هر صدایی، مخاطب و طرفداران خودش را دارد و این بی انصافیست که بخواهیم به این قضیه به صورت شخصی نگاه کنیم و فقط برداشت های ذهنی خودمان را ملاک قرار دهیم و در آخر کلام چون تعداد موزیک هایی که در اختیار مردم قرار می گیرد، بسیار زیاد است و هیچ آهنگی قرار نیست به کسی تحمیل شود پس نمی توان گفت که به علت ساخت موزیک های بی کیفیت و دور از استاندارد قرار است آسیب های جدی به بدنه ی این عرصه وارد شود. مخاطبان به راحتی حق انتخاب دارند و در میان تمام آهنگ ها می توانند آن چیزی را که می پسندند انتخاب و گوش کنند و در این میان کارهای شنیدنی و خوب هم کم نیست.

*چطور موسيقي شما در ذهن مخاطب تصوير ساز مي شود؟

گاهی اوقات حتی موسیقی های بی کلامی را می شنوید که بدون گویش و وکال خواننده خودش به تنهایی شما را درگیر می کند و دقیقا تصویر هایی که در ذهن آهنگساز شکل گرفته برای مخاطب تداعی می شود. درواقع آهنگساز تمام تصورات ذهنی و احساسات خودش را با لهجه نت ها و کلام موسیقی به تصویر می کشد و خواننده هم از این امر مستثنی نیست و تمام احساس و برداشت هایش را با صدایش می بایست به مخاطب انتقال دهد. اما یک امر بسیار مهم است و آن این است که تاکید میک نم تا شعر، از فیلم نامه و شروع و پایان خوبی برخوردار نباشد و تصویر نداشته باشد هرچقدر هم موسیقی و آهنگ و تنظیم خوب ساخته شود در ذهن ها نمی ماند و نمی تواند نمره قبولی از مخاطب بگیرد.

*به اینکه ۹۰ درصد موسیقی استعداد است و تنها ۱۰ درصدش به تلاش و ممارست مربوط است چقدر معتقدید؟

اتفاقا دقبقا برعکس سوال شماست و به نظر بنده خواننده باید با تمرین و ممارست خودش را به آمادگی لازم برساند و بعد از اینکه این تمرین ها دائمی شد تازه شروع ماجراست. حالا که ذهن خواننده از آموزش ها رهاتر شده دیگر موقع گل دادن است و باید آنقدر به خودشناسی و حال خودش واقف شده باشد تا بتواند جوانه ای جدید زده و بو و رنگ و شکل خودش را بگیرد و این همان جایی است که دیگر نباد مقلد و دنبال کننده ی کسی باشد. باید پا در راهی بگذارد که ناشناخته است و قرار است با قدم های خودش آن را کشف کند.

* شرایط و فضای موجود در موسیقی ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟

حقیقتا شرایط خوبی برای امیدواری و راهگشایی در این عرصه نیست و حتی خواننده ها باید با هزینه های شخصی و تبلیغات بسیار هزینه بر، کارهای خودشان را به گوش مخاطب برسانند و بعد از اینکه آهنگی از آنها به اصطلاح هیت شود، تازه می توانند با شرکت هایی قرارداد ببندند که باز هم با سخت گیری های آنها و حق و حقوق هایی که می توان گفت مقدار اندکی برای خواننده لحاظ می شود در نهایت چیزی به کام خواننده نخواهد بود. شرایط بی چهارچوب و بدون حمایت در این عرصه بسیاری از خوانندگان خوب کشورمان را خانه نشین کرده و من واقعا متاسفم که چه خوانندگانی هستند که در همین راستای صحبت بنده به شغل های دیگری روی آوردند و در عرصه موزیک کم کار یا بیکار شده اند و این موضوع بسیار تاسف آور است.

*آیا سیاست های دوگانه وزارت ارشاد در رابطه با پخش موسیقی از ماهواره و سایت های موسیقی غیرمجاز اسیب نمی زند؟

چرا که نه، مطمئنا که آسیب می زند. بحث فیلترینگ و اصلاحاتی که در شعر و موزیک و تصویر مطرح اند و به نظر بنده اصلا  ما موسیقی غیرمجاز نداریم و سند این گفته ام را به این شکل شرح می دهم.

بسیاری از موزیک ها از خارج از ایران به گوش شنوندگان می رسند و آنها هیچ ممنوعیتی در کار خود لحاظ نمی کنند و بدون هیچ اصلاحیه و سنجشی موسیقی را ساخته و پخش می کنند و باید برای گوش های شنوندگان احترام قائل شد و حق انتخاب و خوب و بد را بر عهده خود مخاطب گذاشت و نمونه بارز دموکراسی و آزادی انتخاب را در این زمینه فراهم کرد.

* وضعیت موسیقی پاپ را در سال‌های اخیر به چه صورت می‌‌ببینید،‌آیا پیشرفتی در موسیقی پاپ داشته‌ایم؟

آهنگ های خیلی خوبی در آرشیو این سالها داریم که ماندگار و همیشگی خواهد بود اما تنها ایرادی که میتوان در این زمینه گرفت این است که تا آهنگی هیت می شود تمام آهنگساز ها و تنظیم کننده ها کشیده می شوند به سمت ساخت آهنگ هایی با آن سبک و سیاق و تا مدتها بیشتر آهنگ ها رنگ و بوی تکرار می گیرند و این بسیار بد است که همه دنبال راهی بروند که قبل از آنها شخص دیگری پیموده است.

* شعر چقدر می‌تواند در موفقیت یک آهنگ موثر باشد؟

شعر را می توان اسکلت ساختمان موسیقی نامید و تا این اسکلت از ساختاری درست تشکیل نشده باشد تمام اتفاق های بعدش را تحت الشعاع قرار می دهد، پس چیزی که در مرحله اول بسیار مهم است ترانه آن قطعه می باشد که باید حرفی جدید را از دل روزمرگی ها بیرون کشید و با نگاهی متفاوت به آن پرداخت.

* اكثر خواننده‌ها برای جذب مخاطب بيش‌تر بعد از مدتی دست به تغيير سبك می‌زنند در مورد شما هم چنین چیزی مصداق خواهد داشت؟

تغییر سبک را موافق نیستم چرا که باید استایل و تعریف خودش را از آن چیزی که هست حفظ کند و در حیطه ی مسیری مشخص از شناختی که از خودش دارد حرکت کند اما اینکه گاه گاهی کار هایی بخواند که متفاوت و به دور از سبک خودش باشد هم بد نیست و با چند آهنگ متفاوت نمیتوان گفت که آن خواننده سبکش را عوض کرده. این تنوع طلبی برای خواننده لازم است چرا که باید خودش را به چالشی جدید بکشد و پایش را فراتر از توانایی هایش بگذارد و خودش را محک بزند.

* نبود قانون کپی رایت در ایران چه لطمه هایی به بدنه موسیقی و خواننده و موزیسین زده است؟

جواب در خود سوال شما کاملا مشهود است و چه در عرصه موسیقی و چه در عرصه های دیگر مثل سینما و …. این امر باعث شده تا به سختی تهیه کننده و یا به اصطلاح اسپانسر به برگشت پول خود برسد و تمام داستان همین است که یا باید فیلم و موسیقی های گیشه ای ساخته شود که هزینه ی ساخت به شکل های دیگر برگشت داده شود یا اگر کارهای خاص تر و به اصطلاح غیر عامیانه تر ساخته شود کسی به عنوان سرمایه گذار پشت این کارها قرار نمیگیرد و همین موضوع تاثیر محتوای خیلی از آثار را از بین می برد.

درباره ی نویسنده

لی لا رضایی

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *