اقتصاد موسیقی در سایه شوم پدیده کپی‌های غیرمجاز

0

موسیقی فارس- نکته اصلی اینجاست که از این دامنه متکثر شنونده تا چه حد بر رعایت آن تاکید دارند و خود به انجام آن مبادرت می‌ورزند؟
برای پاسخ به این پرسش باید برخلاف همیشه این بار نگاه خود را از نگاه جهانی تفریق کنیم و با تاسف بگوییم که در کشور ما رعایت این قانون که در حوزه محصولات فرهنگی و هنری تعریف می شود، ضریب نفوذ بسیار پایینی میان مخاطبان دارد. اما چرا؟…
این دقیقا طرح پرسشی است که بنا داریم در گزارش پیش رو به آن بپردازیم و با کند و کاوی در جریان این بستر و آسیب های آن به سببیت این ماجرا پی ببریم…

** 25 + 1 دور از قانونی جهانی
همنشینی دو مفهوم «عرضه» و «تقاضا» در روند زیست اجتماعی انسان ها به شکل گیری شبکه ای به نام بازار منتج شد. از کنار هم قرار گرفتن این بازارها، مفهوم کلانی به نام «اقتصاد» از بطن زندگی انسان ها در جوامع مدنی نضج پیدا کرد و با سرعت جای خود را در تار و پود زندگی تک تک افراد جامعه باز کرد.
بر همین اساس، بازار محصولات فرهنگی و هنری نیز برای پاسخگویی به نیازهای روحی و عاطفی در مناسبات اقتصادی افراد جامعه خود را مطرح کرد و انسان ها برای تهیه خوراک روح و روان خود مانند خوراک جسمی به سمت بازارهایی سرازیر شدند که محصولات هنری را به آنها عرضه می کرد.
در حقیقت همین امر بود که باعث شد تا برای حفظ ارزش هنر و هنرمندان قانونی جهانی به عنوان حق مالکیت معنوی در سال 1866 میلادی (برابر با 1265 خورشیدی) به تصویب برسد تا تولیدکنندگان محصولات هنری (هنرمندان) بتوانند برای بقا و دوام فعالیت در سیل رو به گسترش مفهوم بازار و اقتصاد، محیط امنی را برای خود متصور باشند.
به زبان ساده، قانون «حق مالکیت معنوی» که در مراودات بین المللی از آن به عنوان «کنوانسیون بِرن» یاد می شود تمامی بازارهای محصولات فرهنگی و هنری را ملزم می کند تا در صورت ارائه محصولات هنری بنا به نیاز مخاطبان، حق مادی و معنوی صاحب و مالک آن کالا – هنرمند – را محترم شمرده و در کنار بازگرداندن سرمایه به او و کمپانی های تولید کننده محصولات هنری به حرکت مستمر چرخ تولید این دست از محصولات کمک کنند.
همزمان با تصویب و تثبیت جهانی این قانون از تاریخ ذکر شده تا کنون 165 کشور با امضای این معاهده تحت لوای حمایتی آن قرار گرفته اند؛ اما نام کشور ایران در کنار بیست و پنج کشور دیگری قرار می گیرد که با عدم امضای این معاهده نه تنها نتوانسته اند برای محصولات فرهنگی و هنری خود در بازار جهانی اقتصاد هنر جایی باز کنند که حتی در بازار داخلی نیز به سبب عدم توجه به اصل رعایت حق تولید کننده صاحب اثر هنری، ضربه های جبران ناپذیری را بر بدنه اقتصاد محصولات هنری ملی خود وارد ساخته اند.
کپی های غیرمجاز محصولات هنری از کتاب و آثار سینمایی گرفته تا محصولات صوتی و موسیقایی و ارائه و فروش آنها در بازار با قیمت های نازل و البته کیفیت پایین در قیاس با محصولات اصلی (اورجینال)، چنان تیشه ای بر ریشه درخت اقتصاد هنری در کشور وارد ساخته که روزی نیست تا صدای اعتراض هنرمندان نسبت به کپی غیرمجاز آثارشان در شبکه های مجازی و یا کانال های ماهواره ای از رسانه های کشور شنیده نشود… .
نکته تلخ تر آنکه در بازار کپی های غیرمجاز محصولات هنری، عرصه موسیقی بیشترین آسیب را متوجه خود دیده به طوری که طبق آمار رسمی «مجمع صنفی ناشران و تهیه‌کنندگان موسیقی» تنها طی یک دهه اخیر بیش از یک سوم از کمپانی های تهیه کننده آلبوم های موسیقی و نیمی از تهیه کنندگان شخصی و خصوصی عطای کار در این حوزه فرهنگی را به لقاتی آن بخشیده اند و با انتقال سرمایه خود به بخش های صنعتی یکی از اصلی ترین دلایل رکود کیفی در تولید محصولات حوزه موسیقی را سبب شده اند.

** جنگ بقا برای هیچ
اگر بپذیریم که «سرمایه»، موتور محرکه هر تولیدی به شمار می‌رود، زمانی می توان به استمرار در تولید دست یافت که در ابتدایی ترین حالت ممکن، سرمایه به تولید کننده باز گردد. اما در بازار رقابت نابرابر موجود در عرصه موسیقی، تمام سرمایه مادی و معنوی تولیدکنندگان این محصولات نه تنها سوخت می شود که به سبب مواجه شدن بازار محصولات موسیقایی با خلاء سرمایه شاهد رخت بربستن کیفیت از این محصولات هستیم. زمانی می توان به حرکت مستمر در جاده تولید دست یافت که موتور بازار محصولات هنری روشن باشد، و پرواضح است که سوخت موتور هر بازاری در حقیقت سرمایه در گردش آن به شمار می رود.
اینها بخش های از گفته های رامین صدیقی‌ مدیر نشر «هرمس»، یکی از شناخته شده ترین و پیشروترین کمپانی های تولید محصولات موسیقی کشور است که در بازار غیرمتوازن این حوزه در کشور حال فعالیت است.
صدیقی که در سال 2015 میلادی در اکسپو «وومکس» (Womex) به عنوان یکی از معتبرترین بازارهای جهانی عرصه موسیقی به عنوان تهیه کننده برتر شناخته شد و جایزه جهانی خود را دریافت کرد در گفت‌وگو با ایرنا ضمن اشاره به این مساله که بازار موسیقی در ایران به سبب نیروی انسانی خبره و مستعد یکی از ارزشمندترین بازارهای موسیقی در جهان شناخته می شود می گوید: نکته مهم اینجاست که به سبب عدم حضور و عضویت ایران در کنوانسیون جهانی برن هیچ اهرمی برای جلوگیری از کپی های غیرمجاز محصولات هنر موسیقی در کشور وجود ندارد و به همین دلیل در اغلب موارد، سرمایه گذاری در این عرصه در ایران نه تنها سودی برای تهیه کنندگان ندارد که حتی باعث بی میلی و عدم رغبت آنها در این بازار می شود.
مدیر نشر هرمس می افزاید: عدم تمکین ایران از این قانون جهانی باعث شده تا ارائه تولیدات موسیقی ایران در بازارهای جهانی با اما و اگرهای فراوانی مواجه شود در حالی که مطالبه و نیاز مخاطبان جهانی نسبت به فرهنگ غنی موسیقی ایران بسیار بالاست.
صدیقی با بیان آنکه جنگ بقا برای ماندن در بازار موسیقی جهان از تولیدات موسیقایی کشورمان جنگی برای هیچ است یادآور می شود: بسیاری از کشورها به خاطر آنکه محصولات موسیقایی شان بدون پرداخت حق مالکیت معنوی در ایران به شکل غیرمجاز کپی و تکثیر می شود حاضر نیستند تا حق کپی رایت محصولات ایرانی را به تولیدکنندگان وطنی بپردازند. در این میان تهیه کنندگان و دست اندرکاران عرصه موسیقی کشور در شرایطی بازار جهانی را از دست می دهند که در بازار داخلی نیز به سبب کپی های غیرمجاز و تکثیرهای غیرقانونی شاهد از دست رفتن سرمایه شان هستند.

** فرهنگ سازی در کنار راهکار قانونی
سالار عقیلی خواننده شناخته شده کشورمان جمله معروفی درباره چشیدن طعم کپی های غیرمجاز از آلبوم های موسیقی دارد گفته: وقتی آلبوم «سبوی تشنه» را ساعت هشت صبح با ماشین های توزیع برای پخش در سطح پایتخت و کشور اعزام کردیم به تنها چیزی که فکر نمی کردم کپی این آلبوم برای دانلود در یکی از سایت ها در ساعت هشت چهل دقیقه صبح بود! در حالی که زمان گوش دادن به کل آهنگ های این آلبوم نزدیک شصت دقیقه است؛ اما تنها طی چهل دقیقه آلبوم من برای دانلود رایگان در سایت ها قرار گرفت… .
در ارتباط با چنین رفتارهای ضدفرهنگی محسن رجب پور مدیرعامل موسسه ترانه شرقی و تهیه کننده شناخته شده موسیقی در کشورمان که یکی از موفق‌ترین کارهای او آلبوم «چتر خیس» به خوانندگی حامد همایون است در گفت‌وگو با ایرنا می گوید: همواره بحث حمایت از هنرمندان توسط مردم شنیده می شود و ما چنین حمایت هایی را در استقبال مردم از کنسرت ها شاهد هستیم. اما نکته مهم اینجاست که تمامی خوانندگان و فعالان موسیقی به سبب محدودیت سالن‌های موجود در کشور امکان برگزاری کنسرت را ندارند و چشم‌شان به فروش آلبوم‌های شخصی شان دوخته شده است. وقتی عده ای سودجو با هر نیتی حتی برای بالا بردن تعداد کاربران سایت های خود بدون توجه به حقوق مادی و معنوی دست اندرکاران تولید یک آلبوم موسیقی حاصل زحمت آنها را به شکل رایگان برای دانلود در اختیار کاربران خود قرار می دهند مسلم است که شور، اشتیاق و انگیزه از فعالان این حوزه گرفته می شود.
حتی ممکن است به سبب این بی توجهی و از دست رفتن سرمایه یک گروه، یک خواننده برای همیشه حرفه خود را رها کند و یا دیگر عوامل تولید یک آلبوم از نوازنده، آهنگساز و ترانه سرا گرفته تا فعالان فنی و تهیه کننده ها. متاسفانه این اتفاق بسیار در حال رخ دادن است. خالی شدن عرصه موسیقی از عوامل و نیروهای حرفه ای نه تنها به افت کیفیت آثارموسیقی منتج می شود که راه های نفوذ موسیقی های غیرمجاز که در نهایت به فرهنگ ملی و بومی ما ضربه می زند نیز باز می شود.
وی با تاکید بر این مساله که فرهنگ سازی از طریق خوانندگان، شرکت های تولید آثار موسیقایی و تلاش رسانه های فراگیری مانند تلویزیون در آگاه سازی مردم از این اقدام و عواقب منفی چنین کارهایی نمی تواند تنها راهگشای حل این آسیب باشد، افزوده: از سال 1389 که قوه قضاییه با همکاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تاکید بر حفظ حقوق مالکیت معنوی هنرمندان و رعایت قانون کپی رایت را برای اجرا، نهایی کردند تا امروز شاهد هیچ اقدام مستمری در زمینه اجرای این قانون به شکل نهایی نیستیم. حتی در سال 1391 که بحث نصب هولوگرام بر محصولات فرهنگی اجباری شد تا امروز باز هم شاهد فروش آثار کپی شده بدون هولوگرام با قیمت پایین در فروشگاه های محصولات فرهنگی هستیم.
شاید این اتفاق در تهران کمتر باشد اما در دیگر استان ها هنوز بسیاری از این دست موارد به چشم می آید. به همین دلیل است که معتقدم در کنار احساس یک نیاز و ضرورت ملی برای مقابله با این آسیب با توسل به اهرم های قانونی می توان به فرهنگ سازی هنرمندان نیز امید داشت. تنها به این وسیله است که می توان امیدوار بود تا این جریان توجه مردم به حق مالکیت معنوی و مساله بازگشت سرمایه برای ادامه کار هنرمندان محبوب شان که روند آرامی داشته شتاب و سرعت بالاتری هم شان فرهنگ غنی ایرانیان هنردوست به خود بگیرد.

** به جای موخره
هر چند صحبت درباره آسیب های متعدد کپی های غیرمجاز و تاثیر مستقیم آن بر افت کیفیت محصولات هنری به ویژه در عرصه موسیقی بحثی ادامه دار و مستمر تا رسیدن به نقطه ایده آل به شمار می رود؛ اما عبور از آفت کمی گرایی به جای نیل به کیفی گرایی، که مدتی است اقتصاد هنر ما را به خود گرفتار ساخته، برای تحقق همه جانبه به برنامه ریزی منسجم و عزمی گسترده نیاز دارد اما ذکر کوتاه و اشاره ای به یکی از بیت های ماندگار تاریخ فرهنگ و ادب ایرانیان از شیخ اجل سعدی شیرازی شاید بتواند جان کلام را درباره اهمیت توجه به مساله اقتصاد هنر با نگاه بر حق مالکیت معنوی هنرمندان بازگو کند:
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی

منبع: ایرنا

اشتراک گذاری

درباره نویسنده

پاسخ دهید