به جایزه گرمی فکر می کنم

0

موسیقی فارس- لی لا رضایی: ایلیا شمس ۳۶ ساله از اهالی استان فارس ، متولد تهران و بزرگ شده تهران است. تحصیلات وی وی نه موسیقی بلکه رشته مکانیک خودروهای سبک است. دوره های صداسازی و آواز را نزد استاد رشید وطن دوست و سپس دوره های فراگیری سلفژ نزد استاد مانی جعفر زاده گذرانده است.

وی که فعالیت خود را در همکاری با حرفه ای های عرصه موسیقی آغاز کرد مشغول تهیه آلبومی است که شاید قطعات آن را به شکل مجازی در دسترس علاقمندان قرار دهد. با وی پیرامون فعالیت هایش گفت و گو کرده ایم:

 

*در فضایی که همه فضای پاپ مصرفی انتخاب می کنند چطور موسیقی پاپ کلاسیک را انتخاب کرده اید؟

سبک های موسیقی پاپ و موسیقی کلاسیک هر کدام در جایگاه خود، سبک های مورد علاقه ی من در کنار سبک سنتی است . عزیزان و بزرگانی که به ارائه ی اثر در فضای تلفیق سبک پاپ کلاسیک پرداختند و بعضا آثار ماندگار و در خوری را روانه ی بازار کردند، اما همیشه و همیشه یک نوع عملکرد خاص در تلفیق این دو سبک باهم، فکر من را درگیر خود کرده و برای به اجرا در آوردن این ایده مسلما باید با موزیسین قابل و کار کشته ای همکاری داشته باشم؛ کسی که خارج از قواعد و اصطلاحات تکنیکی موسیقی بتوانم با زبان دل و احساس با او صحبت کنم و او توانایی تبدیل آن حس را به نت های موسیقی داشته باشد. مطمئنم در صورت خلق این اثر می توانیم بعد از مدتها شاهد تغییر شگرفی در زمینه ی تلفیق این دو سبک باهم داشته باشیم و قطعا دیگر کسی نمی تواند به امثال اینگونه آثار موسیقی مصرفی را لقب بدهد و قطعا این نوع موسیقی که حتما دارای درجات حرفه ای بالایی هم هست ماندگار خواهد شد.

*فکر می کنید فضای کنونی موسیقی جایی برای شما و امثال شما داشته باشد؟

نمی دانم این سئوال را باید از کدام جنبه پاسخ بدهم ولی اگر منظور شما وجود افراد حرفه ای در این زمینه است باید عرض کنم بله می توانم در این فضا حضور پررنگ داشته باشم .چون متأسفانه کم هستند اشخاصی که به هنری که دارند اشراف نسبی داشته باشند! کم هستند افرادی که در جایگاه یک خواننده تمرین هر روزه داشته باشند و پایبند اصول تکنیکال این هنر باشند! متأسفانه کم هستند کسانی که علم موسیقی داشته باشند و در زمینه موسیقی مطالعه داشته باشند و آگاه به قواعد این هنر باشند. اما اگر سئوال شما از منظر مالی در این عرصه است باید خدمت شما عرض کنم متأسفانه مسئله ای که همیشه تا امروز موجبات آزار روحی بنده را فراهم کرده عدم توانایی و استطاعت مالی من در این زمینه است. پر واضح است و بر کسی پوشیده نیست که متأسفانه عوامل ساخت یک قطعه موسیقی دستمزدهای گزافی دریافت می کنند و زمانی هم که دلیل را از این جماعت جویا می شوی به اصطلاح خود و مثلا هنرشان را به برند و مارک های قدر و قدیمی خودروهای دنیا تشبیه می‌کنند که اگر مثلا فلان شرکت اتومبیل سازی قیمت خودروهایش بالاست، به دلیل کیفیت و مرغوبیت کارشان است و با آوردن دلایلی از این دست شما را مجاب به پرداخت مبالغ گزافی می کنند. علاوه بر این هزینه ی استودیوها و نوازنده ها هم مشکل دیگری است و امثال من که در ابتدای راه هستیم با آن دست و پنجه نرم می کنیم و سعی می کنیم خودمان را در کورس رقابت حفظ کنیم. اما باید حق بدهیم مثلا مثل منی که توان مالی بالایی ندارم را نمی شود با فلان کس که اسپانسر و تهیه کننده دارد و هر روز و هرشب با هزینه های بالا در فضاهای مختلف و معتبر دست به تبلیغات آن چنانی می زند، مقایسه کرد!

 

*جو رایج در موسیقی را چطور ارزیابی می کنید؟

جو کنونی موسیقی هم خوب است و هم بد! خوب از آن جهت که میزان فعالیت ها بالا رفته است، نفرات بیشتری نسبت به سالیان دور مشغول به فعالیت در حوزه موسیقی هستند و به گفته ی بزرگی چون استاد شجریان الان ایران می‌تواند به کمک بعضی عوامل نوع و جنس موسیقی خودش را حتی در سطح دنیا به نمایش بگذارد و حرفی برای گفتن داشته باشد. این موضوع باتوجه به وجود استعدادهای توانمند اصلا دور از دسترس نیست. اما اگر گفتم فضا بد و مطلوب نیست از این جهت که در تولید یک اثر موسیقایی متأسفانه به خیلی از مسایل توجه نمی شود که می تونیم به بزرگترین آنها یعنی شعر یا ترانه اشاره کنیم. اکثر عزیزانی که دنبال کننده ی فضای موسیقی کشورهستند ، قطعا با بنده ی کمترین هم عقیده هستند که متأسفانه امروزه هر مثلا شعر یا ترانه ای در قالب یک قطعه روانه ی بازار و منتشر می شود، بادقت به این مثلا شعرها یا ترانه ها و کنکاش در بعد معانی آن قطعه به راحتی می توانیم به هجو بودن و بی قاعده بودن آن قطعه و بعضا رکیک بودن قطعات برسیم.

عدم توجه به کلام بزرگترین مشکل است. مسأله ی بعدی استفاده نکردن از نوازنده ها در ساختن یک اثر است. متأسفانه امروزه روز با استفاده از نرم افزارهای کامپیوتری که موجب عدم حضور نوازنده در ساخت یک اثر می شود، روح و خلصت از یک اثر موسیقایی گرفته می شود و اصطلاحا آن قطعه به یک قطعه ی (de live) تبدیل می شود.

مصنوعی بودن و لوپ بودن یک اثر هنری با اصل و ریشه ی موسیقی کاملا در تضاد است. کوک نبودن صدای اکثر خوانندگان، عدم آگاهی آنها از خوانش نت های موسیقی، ندا نستن و عدم آگاهی از گام ها و ریتمها وصرفا تقلید های کورکورانه و طوطی وار همه و همه باعث شده تا امروزه متأسفانه شاهد خلق آثاری باشیم که به هیچ وجه در شأن فضای موسیقی نیست،با فرهنگ ما مغایرت دارد و به عقیده ی حقیر اصلا نباید اسم یک قطعه ی هنری را روی آنها گذاشت چون به شدت از فضای موسیقی فاخر به دور هستند.

*در شرایطی که خواننده های بسیاری در حال حاضر فعالیت میکنند کارکردن در این فضا ریسک محسوب نمی شود؟ چرا این ریسک را قبول کردید؟

باکمال احترام باید عرض کنم نظر بنده خلاف فرمایش شماست. ریسک در چه زمینه ای؟ مگر قرار است به اصطلاح در صورت عدم دستیابی من به موفقیت خدشه ای به روال زندگی عادی من وارد شود؟ ویا مجبور به پرداخت تاوان های مالی گزاف بشوم؟ حتی اگر فرمایش شما کاملا در مورد حقیر صدق بکند باید عرض کنم من از لحاظ شخصیتی انسانی هستم که به شدت به ریسک کردن علاقه دارم. اما از آنجایی که هر انسانی خودش را بهتر از دیگری می شناسد باید عرض کنم که اگر ادامه ی فعالیت در این زمینه به قول شخص شما ریسک باشد و اگر حتی درصورت عدم حاصل شدن نتایج مطلوب، من محکوم به پرداخت تاوان های سنگین چه مالی و چه روحی باشم، باید عرض کنم هیچ ترسی از قدم گذاشتن در این عرصه ندارم و اتفاقا وجود و ورود نفرات جدید و هر روزه نتیجه ای جز تحریک بیشتر من در جهت آگاه قدم برداشتن و قدرتمندتر شدن در بر ندارد. من به شخصه شرایط سخت و زجر آور را دوست دارم. عاشق عرق ریختن های هر روزه بعد از تمرینات صداسازی و آواز و سلفژ هستم و به شدت منتظر چالش های جدید و دنیایی مملو از لحظات همراه با ریسک بالا هستم.

*چرا به انتشار آلبوم اقدام نمی کنید؟

پیرو صحبت های بنده در سئوالات قبلی باید خدمتتان عرض کنم که بزرگترین مانع بنده در ارائه و عرضه ی یک آلبوم موسیقی، بحث مالی این مقوله است.

در شرایطی که قیمت تولید هر قطعه موسیقی بعضا به مرز صد میلیون رسیده، گمان کنم تولید و نشر یک آلبوم رقم فضایی را به خودش تخصیص می دهد وگرنه من هم به شدت به تولید و ارائه ی یک آلبوم موسیقی که بتوانم از آن طریق سلیقه، نوع کارکرد و توانایی ها و قابلیت های خودم را به مردم نشان بدهم علاقمندم. لیکن علاوه بر بحث مالی که عرض کردم طبق فرمایشات استاد عزیزم جناب سعید امیر اصلانی که از بزرگان موسیقی، شعر و ترانه هستند برای شروع کار در مورد خوانندگانی تازه کار و نوپا چون من ارائه ی تک ترک عاقلانه تراست. چون به گفته ی حضرت استاد بعد از هر ترک و انتشار آن به راحتی می توان منتظر بازخورد آن قطعه موسیقی در میان مردم بود که آیا مورد استقبال واقع شده یانه در صورت مثبت و یا منفی بودن خیلی راحت تر می شود دنبال دلایل فنی و اصولی گشت تا به ما در ادامه راه و انتخاب مسیر درست کمک کند وضمنا اگر تولید آن ترک با شکست مواجه شد و نتیجه ی مطلوب حاصل نگردید قطع به یقین ضرر مالی کمتری را هم باید متحمل بشویم نسبت به تولید یک آلبوم شکست خورده!

*فکر می کنید بتوانید تاثیرگذار باشید؟

تأثیر گذاری و ماندگاری در دنیای موسیقی فکر و مشغله ی هرثانیه ی بنده است. شاید کلیشه ای و دراصطلاح، این گفته ی بنده شعاری به نظر برسد اما حقایق عین کلیشه اند و دست برقضا اکثر عقاید و جملات شعاری عین حقیقت هستند. ایده هایی که مدت‌های زیادی است ذهن من را منزل همیشگی خودشان قرار داده اند به شدت موجبات آزار من را فراهم می کنند. فکر کردن به چگونگی اجرای ایده ها و طرح های مختلف موسیقایی در فضای سبک پاپ کلاسیک، تبدیل شدن به یک الگو و مرجع برای نسل کنونی، جذب مخاطب در هر رده سنی و مقبول طبع آنها بودن، حرکت صعودی و پیشرفت در تولید هر قطعه نسبت به قطعه قبلی و عمل به این مهم ونه تنها حرف آن را زدن، کمتر شدن معایب و به اصطلاح کم غلط کار کردن، تمام این موارد و نیل به این اهداف وقدم گذاشتن در این مسیر با توجه و آگاهی از مشکلات موجود می‌تواند به بهتر شدن و ماندگار شدن یک هنرمند کمک کند و تمام این موارد که خدمت شما عرض کردم جزئی از اهداف بلند مدت بنده در عرصه ی آواز و تولید قطعات موسیقایی است به طوری که بتوانم ارائه و انتشار این آثار را در خارج از مرزهای ایران به یک امر دست یافتنی با استاندارهای بالا تبدیل کنم، شاید از نظر خواننده و مخاطب عام این مطالب در قالب این مصاحبه، این گفته ی بنده دور از دسترس و خنده دار به نظر برسد اما حقیر،ا ز هم اکنون درجهت تبدیل شدن به یک شخصیت هنری ماندگار در دنیا به کسب جایزه گرمی(Grammy award) فکر می کنم و با تمام اعتقاد و ایمانم در جهت به دست آوردن آن تلاش خواهم کرد.

منبع» اختصاصی موسیقی فارس

اشتراک گذاری

درباره نویسنده

پاسخ دهید