مهدی قطبی: پیانو برای من مرکب عشق است

0

موسیقی فارس-مهشید جهانی: مهدی قطبی از نوازندگان و مدرسان پیانو است. متولد سال 1359 در تهران و ساکن تهران است. مدرک تحصیلی او کارشناسی در زمینه موسیقی است. نوازنده ساز کلاسیک و عضو خانه موسیقی ایران است و در زمینه موسیقی فعالیت داشته و شاغل است.آموزشگاه موسیقی و فروشگاه لوازم موسیقی دارد و در زمینه موسیقی (ساز پیانو و پیانوی کلاسیک) تدریس می کند. گفتگوی وی را در ادامه بخوانید:

ساز تخصصی شما پیانو است. چه شد که این ساز را انتخاب کردید؟

من از سن تقریبا 10 سالگی به موسیقی گرایش پیدا کردم و با ساز کیبورد موسیقی را شروع کردم. با این ساز چند سالی موسیقی را ادامه دادم و در این مدت قطعات پیانو را می شنیدم چون به لحاظ تکنیکالی خیلی مشابه کیبورد بود و به این ساز علاقه مند شدم. نوازندگی نوازندگان بزرگ را که می دیدم فوق العاده علاقه بیشتری پیدا کردم و در نهایت ساز پیانو را به عنوان رشته اصلی خودم انتخاب کردم تا بتوانم در این زمینه فعالیت داشته باشم.

شما آموزشگاه موسیقی به نام «کلاسیک» هم دارید. میزان علاقه و جدیت افراد را در زمینه موسیقی با توجه به مراجعه کنندگان چطور ارزیابی می کنید؟

عزیزانی که برای ثبت نام کلاس های موسیقی به آموزشگاه من مراجعه می کنند می توانم بگویم حدود 60درصد آنها ادامه نمی دهند و با جدیت کامل دنبال موسیقی نیامده اند. صرفا نوازندگانی را دیده اند و یا علاقه خیلی کمی به موسیقی داشته اند یا از روی تفریح و یا گذراندن اوقات فراغت در ترم تابستان برای ثبت نام می آیند ولی با جدیت کار را ادامه نمی دهند و بعد متوجه می شوند که باید تمرین مداوم داشته باشند و سرسختانه در طول روز به تمرین بپردازند و حالا برعکس خیلی از کلاس ها یا خیلی از مکان های تفریحی مثل باشگاه ها که شخص در همان محیط در همان یکی دو ساعت تمریناتش را انجام می دهد و نیازی به تمرین در منزل ندارد اما در مورد موسیقی اینگونه نیست و کاملا برعکس هست. هنرجو هفته ای یک جلسه در کلاس حضور می یابد و باید بقیه زمان ها را خودش در خانه تمرین کند با جدیت و برنامه ریزی که خیلی ها وقتی با این مسئله مواجه می شوند موسیقی را کنار می گذارند اما افرادی که موسیقی را به طور هدفمند کار می کنند و واقعا علاقه دارند این تمرینات را به جان و دل می خرند. مثل خودم که روزی 6،7 ساعت تمرین می کردم. قطعا این افراد موفق می شوند و در راه موسیقی ماندگار.

مهم ترین اصل در یادگیری پیانو چیست؟

مهم ترین اصل در یادگیری پیانو به نظر من پشتکار است. چون آموزش را که مدرس می دهد و معلم خانگی هر هنرجویی هم کتابی است که همراهش است. البته درست است که معلم در آموزش دادن خیلی شرط است ولی جدیت و پشتکار هنرجو در طول هفته برای تمرین کردن مهم ترین اصل در پیانو است که با تمرکز و آرامش و خیال راحت بدون دغدغه فکری تمرینات خودش را هنرجو انجام دهد . برنامه ریزی داشته باشد. برنامه ریزی برای پیانیست شدن خیلی مهم است. من خودم موقع تمرین برای خودم تایم هایی را مشخص می کردم که مثلا صبح از خواب بیدار می شوم از این ساعت تا این ساعت تمرین کنم و بعد یک استراحتی داشته باشم و به کارهای دیگرم بپردازم و بعد دوباره برگردم سر تمرین پیانو. البته برای کسانی که می خواهند به طور حرفه ای پیانو را دنبال کنند این مورد را گفتم. در هر سازی کسی که بخواهد به صورت حرفه ای وارد شود باید برنامه ریزی داشته باشد به ویژه برای پیانیست شدن حرفه ای تمرین روزانه یک اصل مهم است.

میانه تان با مطالعه چطور است؟

من چون در اوقات فراغتم بیشتر پیانو می نوازم بیشتر سعی می کنم هر فرصتی پیش بیاید به نوازندگی بپردازم و متاسفانه خیلی اهل مطالعه نیستم اما کتاب های مربوط به موسیقی مانند هارمونی یا تئوری موسیقی را زمانی اگر لازم باشد مرور می کنم. همچنین کتاب هایی مثل زندگینامه موتزارت و بتهوون و … را زیاد دارم و گاهی می خوانم. مطالعاتم هم در زمینه موسیقی است و در فضای مجازی هم در حدی که اطلاعات عمومی ام را افزایش دهم مطالب را دنبال می کنم. خیلی دنبال خواندن کتاب های دیگر جز در زمینه موسیقی نیستم.

کرونا خیلی از کلاس ها را به صورت آنلاین درآورد. به نظر شما موسیقی را می توان به شکل آنلاین به طور قوی فرا گرفت؟

در مورد کلاس های مجازی و آنلاین خیلی موافق نیستم. هرچند خودم هم تجربه اش را دارم و الان هم درس می دهم اما به ناچار است چون برخی از هنرجوهای من در خارج از کشور هستند مثلا یکی از این افراد که الان انگلیس است و قبلا در آموزشگاه خودمان در ایران بود اما در خارج از ایران نمی تواند خیلی با مدرسان دیگر ارتباط برقرار کند و نمونه های دیگر. اما من خیلی موافق کلاس آنلاین نیستم چون وقتی حضورا خودم بالای سر هنرجو هستم و از زاویه های مختلف انگشتانش را می بینم . جز به لحاظ دیدار می توانم خیلی از نقطه ضعف های هنرجو را همان لحظه تذکر بدهم یا در کتابش بنویسم. هارمونی که من از صدا به طور مستقیم می شنوم قطعا در موبایل یا اینترنت خیلی فرق می کند و شاید به لحاظ کیفیت کم صدا و تصویر نتوانم خیلی از نکات را متوجه شوم و تذکر دهم و این به نظرم اصلا خوب نیست به ویژه در مورد پیانو که از هارمونی خیلی بالایی در آن استفاده می شود و زمان هایی باید 6 تا 7 صدا را همزمان باید از نردیک بشنوم و ببینم فرم دست را. گاهی دوربین را هنرجو از یک سمت گذاشته و من از سمت دیگر او را می بینم و مثلا دوربین را سمت دست راستش به کار گذاشته و با دست چپ هم که در حال نواختن است باعث می شود من صدای دست چپ او را ضعیف تر بشنوم. وقتی این موارد را جمع بندی می کنم می کویم خیر، خیلی فرق دارد آموزش حضوری با آنلاین و کلاس های حضوری بازده خیلی بالاتری خواهد داشت.

اعضای خانواده تان هم در موسیقی فعالند؟

از نردیکانم خیر. من در خانواده ای بزرگ شده ام که کسی تجربه نوازندگی موسیقی را ندارد. در اطرافیان هستند اما اعضای درجه یک خانواده خیر.

بهترین اثر پیانو که شنیده اید را نام ببرید.

آثار زیبای پیانو بیش از حد زیاد است و من با خیلی از آنها زندگی می کنم و با خیلی از آنها به پیانو علاقه مند شدم ولی بشخصه سونات پاتتیک بتهوون را خیلی دوست دارم و سونات مونلایتش را هم موومان اول و هم دومش را خیلی دوست دارم. آثار بتهوون فوق العاده است و یک عمق عجیبی دارد به لحاظ هارمونی و ملودی خیلی قطعات بتهوون را دوست دارم.

چه چیزی شما را عصبانی می کند؟

این یک سوال کلی است. من به لحاظ شغلم و ساعت های زیادی که در فضای هنری هستم و اشخاص زیادی که با من در ارتباطند خوشبختانه اشخاص هنری و فرهنگی و انسان های سالمی هستند که کم برایم پیش می آید به طور دائم عصبانی شوم ولی خب هر کسی خط قرمزهایی داشته و اولویت هایی برای خودش دارد و چیزهای خوبی در ذهنش است. وقتی کسی می خواهد به آنها آسیب بزند و از این خط قرمزها رد شود معمولا باعث عصبانیت هر انسانی می شود ازجمله موسیقیدان ها. اما اینکه بخواهم بگویم دقیقا چه چیزی عصبانی ام می کند بهتر است بگویم ناراحت می شوم مثلا از اینکه می بینم هنرجویم تمرین نمی کند و سر کلاس حاضر می شود و می بینم که درس را کاملا متوجه شده اما از روی تنبلی تمرین نکرده است اینها باعث می شود که انرژی ام تا حدی می افتد و روزهایی که درس می دهم با این مسائل رو به رو می شوم که ناراحتم می کند.

 در یک جمله پیانو رو توصیف کنید.

پیانو برای من مرکب عشق است. برای عبور از اندوه و ناراحتی. واقعا پیانو برای من وسیله عشق است. من خیلی وقت ها تجربه داشتم که دو ، سه روز مسافرت رفتم و واقعا دلتنگ سازم شدم و بهانه ای شد که برگردم پیش پیانو. این تجریه ای است که خودم لمس کردم و چه در شادی ها و چه در غم ها و ناراختی ها می توانیم احساسات خودمان را روی پیانو پیاده کنیم و از طریق این ساز خودمان را تخلیه کنیم و این تجربه ای است که تا وقتی کسی این ساز را لمس نکرده باشد و دستش روی کلاویه ها نباشد شاید این جمله من را نتواند درک کند اما حقیقت دارد و برای من پیانو این حالت را دارد اما برای بقیه همکارانم سازشان و کلا موسیقی چنین احساس و خاصیتی را دارد که انسان می تواند به عنوان وسیله ای که احساسات خوب و بدش را تخلیه می کند از آن استفاده کند.

اگر حرف ناگفته ای مانده بفرمایید.

از همین جا تشکر و قدردانی می کنم از استاد عزیزم سرکار خانم “چیستا غریب” که دلسوزانه و صبورانه نواختن پیانو را به من آموزش دادند و من همیشه در زندگی قدردان زحمات ایشان هستم.

امیدوارم روزی برسد که قدر هنر و هنرمند را بیشتر بدانند چون هنرمند است که می تواند فرهنگ یک مملکت را بسازد. معمولا هنرمندان اشخاصی هستند که می توانند جامعه را به سمت و سوی درست هدایت کنند که به هر حال موسیقی هم جزو قوی ترین و باارزش ترین هنرهاست که در بخش فرهنگ و هنر مملکت می تواند کمک کند.

در پایان از شما تشکر می کنم که در زمینه فرهنگ و هنر خدمت می کنید و این بستر را فراهم کردید تا من بتوانم صحبت هایم را درباره موسیقی بیان کنم. حتی اگر شده حرف هایم به درد یک نفر هم  بخورد در زمینه موسیقی برایم ارزش دارد که بتوانم خدمتی انجام دهم.

اشتراک گذاری

درباره نویسنده

پاسخ دهید