«مُدولاسیون» در موسیقی ایرانی

0

موسیقی فارس- محمدرضا ممتازواحد | «مایه‌گردانی»، «مُدگردی» یا‌ «مُدولاسیون» (Modulation) را “عِلم” و “عَملِ” ترکیب [یا تبدیلِ] مُدها نامیده‌اند. در این تعریفِ کوتاه ضرورتِ پرداخت به‌دو مبحثِ مهم، غیرقابل‌ اجتناب است؛ ابتدا بررسی و تحلیلِ مبحث مهمِّ «مُد» به‌عنوان یک مفهومِ ژنریکِ موسیقی‌شناختی و نقش مهمّ آن خاصه در موسیقی کلاسیک ایرانی که به‌عبارتی فونداسیونِ (Foundation) ساختمانِ دستگاه – و به‌اصطلاح لایه‌ی زیرساختی آن – را تشکیل می‌دهد و مبحث دیگر، تأملِ مجدد بر تعریف فوق که “«علم» و «عمل» ترکیب [یا تبدیلِ] مایه‌ها” را یادآور می‌سازد. ۱

۱. کوتاه در خصوص مفهومِ مُد در موسیقی ایرانی
مُد (mode) یک مفهومِ عمومی در رشته‌ی موسیقی‌شناختی است و آن‌چه که به‌عنوان مُد در موسیقی دستگاهی ایران حایز اهمیت است، همز‌مانی سه خصیصه و ویژگی در کنار یکدیگر می‌باشد:
۱. بسترِ نغمگی (اِشِلِ صوتی)
۲. نقشِ درجات (فونکسیونِ درجات – که اشاره به‌نُت‌های مهمِّ “آغاز”، “شاهد”، “متغیر”، “ایست” و “فرود” دارد)
۳. سیرِ نغمات (گردشِ الحان که بایستی با ذات و هویت و ماهیتِ موسیقی کلاسیک ایرانی هم‌سو باشد)
به‌عنوانِ نمونه؛ با منظور داشتنِ سه ویژگی فوق، گوشه‌ی رضوی یک مُد محسوب گشته ولی گوشه‌هایی چون صفا، قجر و خارا – با این‌که در منطقه‌ی مُدالِ رضوی‌اند – مُد نبوده و نغماتی در فضای مایگی این گوشه محسوب می‌گردند.

گوشه‌ها در ردیف موسیقی دستگاهی، به دو دسته‌ی «مُدال» و «غیر مُدال» تقسیم می‌گردند. گوشه‌ای چون رضوی، گوشه‌ی مُدال و گوشه‌هایی چون صفا، قجر و خارا گوشه‌های غیرمُدال می‌باشند. ذکر این توضیح نیز ضرورت دارد که گوشه‌های مُدال در فضای دستگاه‌‌ها یا مایه‌های آوازی در جریانند ولی گوشه‌های غیرمُدال در فضای گوشه‌های مُدال در حرکتند؛ کمااین‌که گوشه‌های غیرمُدالی چون صفا، قجر و خارا در گوشه‌ی مُدالی چون رضوی در حرکتند و گوشه‌ی مُدالِ رضوی نیز در فضای مُدال یا مایگیِ دستگاه شور در جریان است.

۲. منطقِ ترکیب [یا تبدیلِ] مُدها (مایه‌ها)
شناختِ مناطقِ مُدال و نهایتاً آگاهی علمی در خصوص ترکیب [یا تبدیلِ] مایه‌ها، باز هم ریشه در شناختِ مفهومِ مُد و نقش مهمّ آن در موسیقی کلاسیک ایرانی دارد.

حال فارغ از این‌که این ترکیب [یا تبدیل] بر اساس مُدگردی‌های مرسوم و شناخته شده و یا مُدولاسیون‌های نامرسوم – در موسیقی ایرانی- صورت گیرد؛ «منطقِ ترکیب [یا تبدیلِ]» مُدها است که بسیار حایزاهمیت جلوه می‌نماید.

۳. مایه‌گردانی، ضوابط و قوانینش

در موسیقی ایرانی، مایه‌گردانی یا مُدگردی نیز دارای ضوابط و قوانینِ خاص خود می‌باشد و بر اساس اصول و سنت‌های نهفته در این میراث شفاهی صورت می‌پذیرد. اصول شناختِ این موازینِ علمی و عملی، ریشه در منطقِ ترکیب [یا تبدیلِ] مُدها داشته و به‌عبارت بهتر، می‌توان آن را منطقِ زیربنایی یا فاندامِنتالِ مبحث مُدولاسیون در موسیقی کلاسیک ایرانی دانست.

حال اگر مبحثِ شناخت میسر شود، به‌غیر از آگاهی و اِشراف به‌شیوه‌های مُدگردی در موسیقی کلاسیک ایرانی؛ بهره‌گیری از امکاناتِ بالقوه‌ی مُدال در موسیقی دستگاهی جهت اِبداعِ مناطقِ مُدالِ جدید را نیز بالفعل و به‌ارمغان می‌آورد که البته این امر با توجه به‌فرهنگِ موسیقی ایران و براساس زیبایی‌شناسی حاکم بر سنت‌های موسیقی ایرانی امکان‌پذیر خواهد بود.

البته به‌زعم راقم این سطور، عباراتی چون «مرکب‌خوانی»، «مرکب‌نوازی» و اساساً خودِ «ترکیب»، نمی‌تواند خالی از اِشکال باشد. اهالی فن مستحضرند که در مُدولاسیون (مُدگردی یا مایه‌گردانی)، گردش و به‌نوعی تبدیلِ مُد صورت می‌پذیرد و ترکیبی در کار نیست! به‌عنوان مثال؛ هنگامی که در فضای مُدالِ رضوی در دستگاه شور، خواننده یا نوازنده واردِ فضای مُدالِ مخالف در دستگاه سه‌گاه می‎‌شود، ترکیبی صورت نگرفته بلکه تبادلی محقق گشته که یک مُد به مُد[های] دیگر در حال سیر و گردش و «تبدیل» است – و نه «ترکیب» – و سرانجام، به مُدِ اصلی رجعت خواهد کرد. ۲

پس رویکردِ مذکور، «مُرکُّب[خوانی یا نوازی]» نیست بلکه «مُبَدَّل[خوانی یا نوازی]» است! پس ترجیحاً بهتر است از منظرِ واژه‌گزینی، واژه‌های بهتری چون «مایه‌گردانی» ۳ و یا «راه‌گردانی» که توسط محقق، مدرس و مؤلفِ ارجمند «منصور اعظمی‌کیا» پیشنهاد گشته جایگزین گردد و یا لااقل از واژه‌ی لاتینِ آن «مُدولاسیون (یا «مُدگردی») بهره گرفته شود. گفتنی است «سیدحسین طاهرزاده»، عبارتِ “گُدار”(به‌معنای گذار و عبور) را در این خصوص به‌کار می‌بُرد. شایان توجه است که مطبوعیتِ شنیداری در مُدگردی توأم با احساسِ خوشایند در شنونده، از اَهَمِّ موارد در این مقوله است.

۴. از مرتب‌خوانی تا گُدارخوانی
در سُنّتِ نوبت‌و‌ترتیب‌‌‌خوانی ۴ و پس از تحصیل و فراگیری متن و بَطنِ ردیفِ موسیقی ملی و رهنمونِ همزمانِ هنرجو به‌شناختِ مَناطقِ مُدال در عین فراگیری تکه‌ها و گوشه‌های زنجیره‌ی ردیف [با این پیش‌فرض که هنرجو، ضمن تسلط بر ردیف تا حدی نیز به‌شناختِ مَناطقِ مُدال اِشراف و اِحاطه یافته است]، تفهیمِ مَنطقِ ترکیبِ مُدها در موسیقی کلاسیک ایرانی و تحقیق و تفحّص و تعمّقِ بیشترِ هنرجویان در مورد آن‌، گام‌های موسیقایی بعدی است که البته این مُمارست، به‌یکی دو سال سپری نگشته و طولِ عمرِ هنریِ هنرمندِ موسیقی‌دانِ ایرانی را دربرخواهد گرفت.

پادکستی در مورد مدولاسیون – میکس و تدوین: مبین همایونی ۵

پی‌نوشت:
۱. مختصری از این نوشتار ابتدا در ویژه‌نامه‌ی ادبی- هنری روزنامه اطلاعات به تاریخ ۴ خرداد ۱۳۹۵ به چاپ رسید و بعدها نسخه‌ی کامل‌ترِ آن در مجله‌ی گزارش موسیقی (شماره ۱۰۳- آبان و آذر ۹۷) منتشر شد. نوشتارِ حاضر کامل‌تر از دو نوشتار پیشین است.
۲. «مرصع‌خوانی» را با سه‌تعبیرِ مختلف می‌شناسیم. در سنتِ موسیقی مذهبی، اگر ذاکر، همزمان به‌سه زبانِ فارسی، ترکی و عربی و یا به‌سه زبانِ فارسی، کردی و عربی مرثیه‌خوانی کند، وی را مرصع‌خوان می‌نامند.
تعبیرِ دیگر – در موسیقی کلاسیک ایرانی – حداعلای نوبت‌وترتیب‌خوانی و مایه‌گردانی است و آن این‌که آوازخوان، فی‌البداهه آوازی را ارائه دهد که با قواعد و قوانینِ مناسب‌خوانی هم‌راستا باشد.
و اما مرسومیتِ بعدی‌ِ آن در هنگامِ مایه‌گردانیِ بداهه‌ای است که مناسب‌خوانی نیز باشد با این تفاوت که برخلافِ مُدگردیِ رسمی، به مُد یا مایه‌ی ابتدایی مراجعت نمی‌گردد.
۳. در موسیقی مغرب زمین میان‌ِ مایه‌گردانی (تُنولاسیون) با مُدگردی (مُدولاسیون) تفاوت وجود دارد. مایه‌گردانی (tonulation) را تغییر دادنِ مایۀ یک قطعۀ موسیقی به مایه‌های دیگر برای تنوع بخشیدن به‌آن قطعه می‌گویند در حالی‌که مُدگردی (Modulation)، تغییر کلید و از یک کلید به کلیدِ دیگر رفتن است. در تئوری موسیقی ایرانی و از آن‌جا که نزدیکترین مفهوم به‌”مُد” در موسیقی ایرانی “مقام” و همچنین “مایه” می‌باشد، هر دو عبارت (مایه‌گردانی و مُدگردی) تقریباً به‌یک معنا است. البته شایان توجه است که مُد به‌غیر از مفهومِ موسیقایی خود، حایزِ مفهومِ عمیقِ هویتِ فرهنگی در موسیقی دستگاهی ایران است.
۴. این نکته را فراموش نکنیم که در ردیف موسیقی ایرانی، اجرای هر کدام از دستگاه‌ها و مایه‌های آوازی – ولو بر پایه‌ی سُنتِ مرتب‌خوانی – از مُدگردی جدا نیست! تغییرِ هر گوشه‌ی مقامی (مُدال) به‌گوشه‌ی مُدالِ دیگر خود به‌نوعی مُدولاسیون محسوب می‌گردد منتها این مُدگردی در فضای مُدالِ غالب در آن دستگاه یا مایه‌ی آوازی است. ولی در فرهنگِ مصطلحاتِ روزمره و محاوره‌ای (و حتی رسمی و آکادمیک)، مُدگردی و یا مُدولاسیون‌ را مایه‌گردانی از دستگاه و یا مایه‌ی آوازی به‌دستگاه و یا مایه‌ی آوازی دیگر گویند که فضای مُدالِ غالب، یکسان‌ نیست.

۵. درصورت عدم پخش پادکست از طریق لینک: https://t.me/Culture_Art_Music/30648 اقدام فرمایید.

اشتراک گذاری

درباره نویسنده

موسیقی فارس- «محمدرضا ممتازواحد» (نویسنده و مفسر موسیقی)، متولد دهم امرداد ۱۳۶۱ در تهران است. در کودکی به موسیقی علاقمند شد و شروع به شنیدن و مطالعه آثار مضبوط و مکتوب موسیقایی نمود. فراگیری جدی موسیقی را همزمان با تحصیل در دانشگاه و با نوازندگی سنتور آغاز کرد و روایت‌های معتبر ردیف سازی و ردیف آوازی و همچنین تصانیف و قطعات قدیمی را مورد بررسی و تحلیل قرار داد. ممتازواحد از ابتدا علاقه جدی به عرصه‌های نگارشی و پژوهشی داشت و فراگیری موسیقی را صرفاً جهت نیل به شناخت بیشتر دنبال کرد؛ به همین دلیل یادگیری ردیف و مطالعه روایت‌های معتبر ردیف، درک بیشتری را در امور مطالعاتی، تحقیقاتی و پژوهشی وی به همراه آورد. محمدرضا ممتازواحد سال‌های بعد نیز دوره‌های مختلف آموزشی از جمله «تئوری موسیقی ایرانی»، «تجزیه و تحلیل ردیف» و «تحلیل بنیادی ردیف» را با موفقیت پشت سر گذاشت. وی به‌طور جدی از اواخر دهه‌ی هفتاد شروع به نوشتن و نگارش کرد ولی همکاری رسمی‌اش با مطبوعات کشور از دهه هشتاد آغاز شد و از آن زمان تا به حال، با جراید و نشریات مختلف تخصصی و عمومی همکاری داشته است. از جمله تألیفات او می‌توان به نشریات ماهنامه هنر موسیقی، ماهنامه گزارش موسیقی، فصلنامه خانه موسیقی، ماهنامه موسیقی قرن ۲۱، ماهنامه پویش، هفته‌نامه کتاب هفته خبر و همچنین روزنامه‌هایی چون اطلاعات، کیهان، همشهری، ایران، اعتماد ملی، وطن امروز، شهروند، صبا، فرهیختگان، سایه، نوآوران و همچنین سایت‌های تحلیلی- خبری چون موسیقی ایرانیان، آوای ایرانیان، فارس و… اشاره کرد. از او بیش از ۳۰۰ نوشتار تحت عنوان مقاله و یادداشت باقی‌مانده که حدودِ ۱۰۰ نوشتارِ آن، در جراید و نشریات تخصصی موسیقی به‌چاپ رسیده است. همچنین ممتازواحد نگارش متن کاورِ آلبوم‌های موسیقی از جمله آلبوم «مرکب‌خوانی در ردیف موسیقی آوازی ایران» (با اجرای استاد حسن گلپایگانی- ۱۳۹۵) را برعهده داشته و در کتاب‌هایی چون «از پاریز تا پردیس» (یادنامه دکترمحمدابراهیم باستانی‌پاریزی)، «مرز پُر گهر» (یادنامه دکترحسین گل‌گلاب)، گنجینه گلپا (مجموعه آثار اکبر گلپایگانی) و….، مقالات و یادداشت‌هایی نیز از وی به‌چاپ رسیده است. ممتازواحد همچنین از اواخر دهه‌ی هشتاد، در برنامه‌های موسیقی‌محور شبکه‌های مختلف رادیویی (از جمله رادیو فرهنگ (برنامه‌های نیستان، نوایی (به‌کارگردانی، نویسندگی و اجرای ممتازواحد)، ایل بانگ و….) رادیو اینترنتی ایران‌صدا، رادیو اینترنتی گُلوَنی، رادیو نوا و رادیو ایران (برنامه عندلیب)) و همچنین برنامه‌های موسیقی‌محور تلویزیونی از جمله برنامه‌ی نغمه‌ها (شبکه چهار سیما) فعالیت نمود که این همکاری کم و بیش ادامه دارد. محمدرضا ممتازواحد دارای مدرک کارشناسی در رشته مهندسی برق – قدرت (الکتروتکنیک) می‌باشد.

پاسخ دهید