محو تماشا

0
اثری از:
علی قمصری
خواننده:
همایون شجریان
ترانه‌سرا:
فریدون مشیری

گفته بودی که چرا محو تماشای منی

آن چنان مات که یک دم مژه برهم نزنی

مژه برهم نزنم تا که ز دستم نرود

ناز چشم تو، به قدر مژه برهم زدنی

امان ای دل من ای خدا

ای جان ای دل من ای خدا فغان ای دل من

میخواهم و میخواستمت تا نفسم بود

میسوختم از حسرت و عشق تو بسم بود

عشق تو بسم بود که این شعله ی بیدار

روشنگر شب های بلند قفسم بود

مژه برهم نزنم تا که ز دستم نرود

ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی

امان ای دل من ای خدا

ای جان ای دل من ای خدا فغان ای دل من

لله که به جز یاد تو گر هیچکسم هست

حاشا حاشا که به جز عشق تو، گر هیچکسم بود

سیمای مسیحایی اندوه تو ای عشق ای عشق

در غربت این مهلکه فریادرسم بود ای عشق ای عشق

عشق تو بسم بود که این شعله ی بیدار

روشنگر شب های بلندِ قفسم بود

مژه برهم نزنم تا که ز دستم نرود

ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی

امان ای دل من ای خدا

ای جان ای دل من ای خدا فغان ای دل من

اشتراک گذاری

پاسخ دهید