نقدی بر سریال پایتخت

0

موسیقی فارس_شبنم خان مصدق:

از سال ۹۰ تا فروردین ۹۹ هرسال نوروز سریال پایتخت در ۶ سری پذیرای مخاطبین در نوروز بوده این سریال روایت خانواده ای از سطح معمولی جامعه ایران می باشد و هر کاراکتر نماینده یکی از افراد جامعه ایران امروز است محتوای فکری سریال خانواده سنتی ایرانی را نشان می دهد که سمبل جامعه توسعه نیافته ایرانی است که به دلیل شرایط گوناگون وزیست غلط و ناکامی هایی که پیش رو گذاشته حالا حالا ها متاسفانه قصد تغییر نداردکاراکتر ها هرکدام یک فرد عامی دنیای ایران امروز را نشان میدهد و تنها کاراکتر به نسبت روبه رشد این سریال همسر نقی است .
یکی از دلایلی که مخاطبین این سریال را دنبال میکنند این است که آدم هایی مشابه کاراکتر های این سریال بسیارند ادم هایی با این سبک زندگی برخورد و سبک اندیشه .

یک مساله که در اکثر نقدهایی که ب این سریال شده نادیده گرفته شده تا امروز این است که چرا سالیان سال در جامعه ایرانی که دراین سریال شاهدش هستیم تعریفی که از خانواده روستایی میشود چنین تعریفی است چرا دید جدیدی به چنین قشری وارد نیست؟
چنان جامعه روستایی همچنان چنین زیست و خصلت هایی را دارد با همان چهارچوب ابتدایی
چرا این قشر از جامعه ما همچنان باید بد بیاورد و چنین اشتباهاتی که در دنیای امروز نشان از ساختار غلط است را داشته باشد چیزی که مادر این سریال شاهد بودیم این خانواده همچنان سطح پایین ابتدایی سری اول این جامعه هستند و تنها ظاهر و کالبدشان بزرگ تر شده البته به نسبت مادر خانواده تغییراتی را نسبت به اول بار دروجودش ایجاد شده
این سریال جامعه ایرانی را ب ما نشان میدهد جامعه ای با عرض زیاد و طول و عمق کم که در مخاطب روشنفکر جامعه همان سه کلمه عامیانه را برای توصیف به زبان می آورد :تبل توخالی
کاراکتر ها در این سریال بدون عمق به استثنای مادر خانواده سری اول این فیلم هستند و محتوایی از درون آنها نمیبینیم که همه ریشه در ذهن توسعه نیافته و زنگ زده آنها دارد برای مخاطب این سوال مطرح میشود چرا این خانواده قصد ایجاد تحول در درون خود را ندارند
یک تحول ریشه ای و همچنان دارای همان اشتباهات و نکات منفی قبل هستند
آیا نویسنده نباید یک راه حلی پیش پای مخاطب بگذارد ؟!
وتعریف جدیدی را از قشر روستایی ایرانی ارائه دهد
جامعه ای که در خارج قاب دوربین انسان های برجسته ای را به ایران هدیه داده
فرزندان این خانواده به نسبت شرایطی که برایشان فراهم هست همچنین بقیه اعضا این خانواده چرا چون قبل عمل میکنند و قصد تغییر درونی ندارند
طبق تعریف یونسکو از افراد با سواد انسان باسواد فردی است که بتواند تغییر ایجاد کند و تغییر پذییر باشد
یک بار دیگر تکرار میکنیم که این خانواده سمبل جامعه ایرانی هستند

الدار شفیر درکتاب فقر احمق میکند از کمیابی صحبت کرده برای مثال گفته کسانی که فقرشان ناشی از گرسنگی است تعریفشان از فقر تنها فقر غذایی است وتعاریف دیگری چون فقر فکری
فقر فرهنگی فقر علمی
ندارند
وشاید بعد از سپری شدین دوران فقر همچنان با بیان شدن کلمه فقر تعریفشان از فقر فقر ناشی از گرسنگی است
و‌فقط سهمی در رفع فقر ناشی از گرسنگی دارند و ذهنشان در اکثر مسائل و حیطه های دگر محدود است
ولی اشاره هم کرده که انسان در محدودیت میتواند خلاق شود و رشد کند نسبت به قبل و جای خالی های وجودش را برطرف کند .
چیزی که مادراین سریال با محیا شدن مسکن و عوامل دیگر زندگی برای افراد پیدا نمیکنیم تحول درونی است .
تیتراژ این سریال برخلاف ابعاد دیگر این سریال بسیار شنیدنی و مورد توجه است آریا عظیمی نژاد
مثال قبل توانسته بازهم با هنرمندی تمام هنرش را به نظاره بگذارد و حال خوبی را به مخاطبین عرضه کند.

اشتراک گذاری

درباره نویسنده

پاسخ دهید