آخرین میراث‌دارانِ موسیقی مذهبی ایران

0

موسیقی فارس – محمدرضا ممتازواحد | نوشتارِ پیش‌ِرو تحت عنوان «کوتاه درخصوص مناجات‌خوانِ مغفولِ قرن اخیر: صدا و «ربنا»ی تو از یاد نخواهد رفت» به‌تاریخ اول تیر ۱۳۹۶ با اندکی اختصار و تلخیص در روزنامه‌ی سایه به‌چاپ رسید. در این مجال، متن کامل مقاله‌ی مذکور از نظر خواهد گذشت.

سال‌ها پیش نوشتاری از راقم این سطور به‌نام «با مناجاتیان قدس»، در ضمیمه‌ی ادبی هنری روزنامه اطلاعات به‌چاپ رسید. در آن نوشتارِ مفصل و مطول، تبیین و تشریح مباحثی چون: مناجات و مناجات‌خوانی و تأثیر آن بر روی شعر و موسیقی ایرانی، پیشینه‌ی مناجات‌خوانی در ایران، اذان (به‌عنوان بانگ توحیدی و اوج و تعالی مناجات و بندگی) و همچنین شرح و توضیح و بررسی یکی دو اثر مناجات‌خوانی از نامدارانی چون: رحیم مؤذن‌زاده اردبیلی، سید‌جواد ذبیحی، علی بهاری، محمد احمدیان، عبدالوهاب شهیدی، ایرج (حسین خواجه ‌امیری)، جمال وفایی، محمدرضا شجریان، رضوی سروستانی، محمد منتشری، محمد گلریز، قاسم رفعتی، سلیم مؤذن‌زاده اردبیلی و محمدعلی کریم‌خانی؛ مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت.

اما این‌بار و در این نوشتار منحصراً، یکی از مغفول‌ترین مناجات‌خوانان و مرثیه‌خوانانِ قرن اخیر یعنی شادروان «سیدجواد ذبیحی»، از چهره‌های شاخص مناجات‌خوانی و ادعیه‌خوانی و شخصی که سالیان سال آثار و خوانده‌هایش، موسیقی مذهبی در رسانه را به‌خود اختصاص می‌داد؛ مورد شرح و بررسی قرار خواهد گرفت. جهت نگارش این نوشتار، افاضات و توضیحات ارزنده‌ی «بهروز مبصری» (دیسکوگراف و پژوهشگر موسیقی) یاری‌رسان گردید. شایان ذکر است، بهروز مبصری در سال‎‌های دور و در منزل اقوامش، دیدارهای بسیاری با سیدجواد ذبیحی داشته است.

شرح حالی مختصر
در خصوص شرح‌ حال سیدجواد ذبیحی اطلاعات چندانی در دست نیست. بهروز مبصری در این خصوص و در یادداشتی مرحمتی به‌نگارنده نوشته است: «سیدجواد ذبیحی، فرزند سید اسماعیل متولد ۱۳۰۹؛ اصالتاً کاشانی و پرورش‌یافته لواسان بود. ایشان را در منزل اقوام بسیار می‌دیدم. یک بار از دوران کودکی خود می‌گفت که آن ایام، لیف و قدیفه (قطیفه) می‌بافت و تابستان به مشهد می‌رفته و می‌فروخته است. شغل پدری‌اش قبرکن در ابن بابویه ری بود و سیدجواد نیز به همان شغل روزگار می‌گذرانید».

خاطرنشان می‌سازد در برخی منابع و از جمله نوشتار پیشین نگارنده، نام پدر ذبیحی «سید‌ اسدالله» ذکر گشته ولی راقم این سطور اظهارات جناب مبصری را در این خصوص، ارجح و اصلح می‌داند و همچنین علت درج پسوند «درکه‌ای» (سیدجواد ذبیحی درکه‌ای!) پس از نام‌خانوادگی ایشان در برخی منابع نیز، بر بهروز مبصری و راقم این سطور پوشیده ماند.

استاد بهروز مبصری و نگارنده

ویژگی‌های صدایی
صدای ذبیحی از دو حیث مهم صدایی، یعنی مؤلفه‌های کیفی و کمی صدا حایز اهمیت است. صدایی پرهیمنه و پردامنه با تنالیته‌ای در خور توجه، و حجم صدای منحصر به‌فردش همراه با گیرایی و لحن به‌خصوصی است که ویژه اجرای موسیقی مذهبی می‌باشد. به‌زعم نگارنده، سید‌جواد ذبیحی را باید از آخرین میراث‌دارانِ موسیقی غنی مذهبی ایران دانست که شیوه اجرایی او مبتنی بر اجرای اصیل و قدیمی این‌گونه موسیقی بوده است و به‌حقیقت پس از ذبیحی، این شیوه‌ی خواندن تا حد زیادی منسوخ شد.

چگونگی ورود به‌رادیو
بهروز مبصری می‌نویسد: «وقتی پیکر «رضاشاه» را به‌ایران منتقل کردند، سیدجواد ذبیحی قبر وی را آماده و مهیا کرد و در مراسم تدفین او، آوازی دلنشین خواند. «سپهبد میراحمدی» او را به‌رادیو برد و سیدجواد ذبیحی از تعلیمات «اسماعیل مهرتاش» بهره‌مند گردید».

سبک و اسلوب اجرایی
از نکات مهم اجراهای ذبیحی در خصوص موسیقی مذهبی این بود که ایشان به‌جهت انتقال بهتر کلام، خود را محصور در اجرای نوبت و ترتیب‌خوانیِ دستگاه‌ها یا مایه‌های آوازی نمی‌کرد.

به‌طور مثال وقتی اثری را در دستگاه همایون می‌خواند، حتماً به‌این روال نبود که تک تک تکه‌ها و گوشه‌های دستگاه همایون را بخواند و چه بسا در جهت انتقال بهتر مضامین و مفاهیمِ کلام، سر از دستگاه سه‌گاه و دستگاه چهارگاه و آواز بیات اصفهان نیز در می‌آورد و حتی از شگردها و شیوه‌های اجرایی موسیقی عربی به‌خصوص غَلت‌ها و تحریرهای خاص عربی نیز بهره می‌برد ولی، کلیت کار وی در چارچوب موسیقی ایرانی بود.

از نمونه‌های بارزِ مناجات‌خوانی وی که در وبلاگ ارزشمند ایشان نیز موجود است، مناجاتی است در دستگاه شور که در میان مناجات، اشاره‌ای به‌ابوعطا کرده و سپس به‌فضای شور باز می‌گردد و در انتهای مناجات نیز به‌فضای دشتی ورود می‌کند.

یا دیگر مناجات کم‌نظیرش که در دستگاه همایون می‌باشد او با گوشه موالیان مناجات خود را آغاز کرده است. موالیان (یا به‌تعبیرِ دیگر، مولیان) در منطقه‌ی مُدالی که حالت سه‌گاه و همچنین چهارگاه را به‌خود دارد، مترنّم است و موسیقی‌دانان در ردیف دستگاه همایون، معمولاً پس از اجرای گوشه‌ی چهارگاه (حصار بختیاری)، موالیان را اجرا کرده و مجدداً به فضای مُدالِ دستگاه همایون باز می‌گردند. ذبیحی در این مناجات، «بسم الله الرحمن الرحیم» را در حالت متمایزی از موالیان اجرا کرده و بلافاصله عبارت بعدی را در همایون می‌خواند که تقریباً مناجات و حالت آوازی کم‌نظیری است.

اما سید‌جواد ذبیحی به‌هنگام اجرای آواز غیرمذهبی، کاملاً منطبق با ساختار ردیف‌های دستگاهی می‌خواند. به‌هر صورت ذبیحی ضمن آشنایی با ردیف موسیقی ملی، در خصوص آوازهای مذهبی و به‌خصوص مناجات‌خوانی، روند منطقی ردیف‌خوانی و یا نوبت و ترتیب‌خوانی را پیش نگرفته و با حذف تعمّدی بسیاری از تحریرها، بیشتر بر شفاف‌خوانی و در جهت ارائه مطلب و مضمون کلام تأکید داشت.

سیدجواد ذبیحی، کلاه فینه به‌سر می‌گذاشت که مصریان و بعضی از هندیان و ترکان عثمانی نیز بر سر می‌گذارند. به‌گفته بهروز مبصری، همسر ذبیحی مصری بود و به‌همین دلیل وی، با زبان و ادبیات عربی به‌خوبی آشنا بود.

شایان ذکر است که ذبیحی به‌مناجات‌های عربی و شیوه‌های اجرایی آن نیز کاملاً واقف بود ولی بیشتر آثار مذهبی خود را به‌زبان فارسی اجرا می‌کرد. آثار به‌جای مانده از مرحوم سید‌جواد ذبیحی مؤیّد این مطلب است که ایشان به‌وجه کارکردی و کاربردی موسیقی آوازی یعنی توجه به‌محتوای کلام و نحوه‌ی بیان آن بیشتر اهمیت می‌داد تا ارائه‌ی فُرم یا الگوهای آوازی صِرف و این نکته بسیار حائز اهمیت و در دوران ما، بسیار نادر است.

آثار ذبیحی
از آثار مناجات‌خوانی ذبیحی آثار قابل توجهی در دست نیست و این مسأله با سابقه طولانی مدت همکاری ایشان با رادیو (از سال ۱۳۲۸,۲۹ – ۱۳۵۷) قدری عجیب می‌نماید! بهروز مبصری می‌نویسد: «از سیدجواد ذبیحی حدود بیست صفحه و نزدیک به دویست ساعت کار ضبط شده است. در سال ۱۳۸۵ اینجانب (مبصری) با کمک دختر ذبیحی، آثارش را به‌مؤسسه «آوای مهربانی» (به‌مدیریت بانو عاصمه فندرسکی) واگذار کردیم. ده لوح فشرده به‌بازار عرضه شد».

ذبیحی در «گلها»
مقام شامخ او در رسانه‌ی رادیو و محبوبیتش در میان مردم، «داود پیرنیا» (مؤسس برنامه گلها) را بر آن داشت که با شکل‌گیری برنامه‌ی برگ سبز (از سری برنامه‌های گل‌های رادیو) آوازهای ذبیحی را این‌بار به‌صورت آواز کلاسیک ایرانی به‌گوش شنوندگان برساند و همان شد که چند برنامه اول سری برنامه‌های برگ سبز، با اجراهای به‌یاد ماندنی سید‌جواد ذبیحی ضبط شده است.

البته ذبیحی در این آثار همراه با ساز، آواز نمی‌خواند و پس از اتمام هنرنمایی نوازندگان، ذبیحی بدون ساز و تنها با آوازش به‌اجرا می‌پرداخت. حتی انتخاب نام «برگ سبز» از جانب شخص شخیص و متفکری چون داود پیرنیا، بدین جهت بود که در فرهنگ مذهبی ایران، رنگ سبز نشان سیادت می‌باشد و ذبیحی نیز از سادات بود و همچنین یادآور عبارت معروف «برگ سبزی است تحفه درویش …» نیز بود که البته این جمله در انتهای تمامی برنامه‌های برگ سبز، با صدای بانو روشنک بیان می‌شد. پیرنیا اعتقاد داشت که این از آن برگ سبزهایی است که هیچ گاه زرد نمی‌شود.

نخستین برنامه برگ سبز، با شعری از مولانا با مطلع «ای نوبهار عاشقان داری خبر از يار ما …» با آواز سیدجواد ذبیحی در مایه‌ی آوازی افشاری همراه با دکلمه اسدالله پیمان اجرا شد. بهروز مبصری معتقد است: «بهترین آواز سیدجواد ذبیحی در برنامه‌های گلها، برنامه برگ سبز شماره ۴ در بیات زند (بیات ترک) است که در موسیقی رسانه، چنین مثنوی‌ای بدین قدرت و صلابت کمتر نظیر داشته است».

«ربنا»ی ذبیحی
ابتداً بایستی به‌این موضوع توجه داشت که درخصوص ربناهای مضبوط در جغرافیای کلان‌تر از ایران و در جهان اسلام، بنا به‌نظر «میرعلی‌رضا میرعلی‌نقی» (مورخ و پژوهشگر موسیقی)، گویا اجرای بانو «ام‌کلثوم» (بزرگ آوازخوان مصری) در مقام و مرتبت نخستین قرار می‌گیرد. بانو«عاصمه فندرسکی» در این خصوص به‌نگارنده عنوان داشت: «در مناجات‌های عربی، «تواشیح» داریم و «ابتهال»؛ که اولی اجرای جمعی و دومی تکخوانی‌ست. ابتهال‌ها بسیار زیبا هستند. از مبتهلان قدیم مصری می‌توان به «طه‌الفشنی»، «سید نقشبندی»، «محمد عمران» و … اشاره داشت که برخی از ابتهال‌های این افراد، چند سال گذشته در مجموعه‌ای توسط مؤسسه آوای مهربانی منتشر شد».

به‌هر صورت، راقم این سطور با پرس و جو از اهالی فن، موفق به‌یافتن ربنای مضبوطی مقدم بر ربنای ذبیحی در فرهنگ صوتی ایران نشد ولی بهروز مبصری از قدیمی‌ترین مناجات‌های فرهنگ صوتی صد و چند ساله‌ی اخیر، دو مورد را ذکر کرد. اذان «جناب دماوندی» که اولین اذان ضبط شده به سال ۱۲۹۱ ه.ش در تهران است که همراه با مناجات می‌باشد و همچنین مناجات دعای صباح (از علی بن ابیطالب) که توسط «سیدحسین طاهرزاده» و در تفلیس به سال ۱۲۹۳ ه.ش در مایه شور و حسینی اجرا شده است.

همانطور که قبلاً هم شرحش رفت؛ مناجات‌خوانی، ادعیه‌خوانی و ربناخوانی چه در ایرانِ پیش از اسلام و چه در ایرانِ پس از اسلام، مسبوقِ به‌سابقه بوده ولی در فرهنگ صوتی مضبوط ایران از سال ۱۲۸۴ ه.ش به‌این طرف، اجرای سیدجواد ذبیحی پرچمدار و سکاندار بوده است.

دیگر ربنای مطرح به‌غیر از ربنای جاودانه ذبیحی، ربنای ماندگار «محمدرضا شجریان» می‌باشد. این نکته حایز اهمیت است که هر دو ربنا از جهت بررسی موزیکولوژی و از مناظر ماهوی، محتوایی و زیبایی‌شناسی و همچنین در خصوص حال و هوای اجرایی و مقطع‌شناسی تاریخی و زمانی به‌هنگامِ اجرا، حایز وجوهِ افتراقی فراوان می‌باشد و امید است بررسی کارشناسانه این دو اثر را به‌جای برخوردی احساسی و عاطفی، به‌صورت منطقی و علمی به‌کارشناسان زبده‌ی این عرصه محول نماییم.

سرانجامی دلخراش
بهروز مبصری می‌نویسد: «ذبیحی پس از انقلاب، دستگیر و زندانی و پس از آن به دستور علما و … آزاد شد. ۲۴ تیر ۱۳۵۹، گروه «حمایت از مستضعفین» او را ظهر از درِ خانه می‌ربایند و در پشت مدرسه دخترانه‌ای در منطقه بازار اول نازی‌آباد تهران تکه‌تکه‌اش می‌کنند. خودم پیکرش را در پزشکی قانونی دیدم. پیکر وی در بهشت‌زهرای تهران قطعه ۳۹، ردیف ۱۲۶، شماره ۲۹؛ به‌خاک سپرده شد».

ثبت ملی !
در آخرین مناظره‌ی انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۶، شاهد این بودم که کاندیدای محترمی، کاندیدای محترم دیگری را مورد نقد خود قرار داد که: «خواهش می‌کنم آن امام معصوم (منظور علی بن موسی‌الرضا) را برای مردم نگهداریم!» سخت در فکر شدم که در شرایطی که از سال ۱۳۸۸، پخش ربنایی که از رسانه‌های رسمی کشور ممنوع گشته، چگونه است که به‌یکباره و پس از چند سال، همان ربنا ثبت ملی می‌گردد؟! آیا به‌راستی موسم انتخابات، دقیقه‌ی نودِ کلیه مسائل و امور معوقه در حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی گشته و یا منافع و مصالح این‌گونه اقتضاء می‌کند؟

آیا پیش‌تر برای انجام این مهم وقتِ لازم و کافی نبود و دیگر این‌که اساساً ثبت ملی از منظر سازمان محترم متولی‌اش، چه معنا و مفهومی دارد؟ مگر نه این که همان ربنای ثبت شده، بیش از سه دهه است که در روح و ضمیر و قلب و خاطره جمعی ایرانیان حک شده است؟ و دیگر این‌که فی‌الواقع اگر تقدم و تأخری صورت می‌گرفت، ثبت آن ربنای نخستین فارغ از حواشی غیرعلمی و غیرهنری آن، نمی‌بایست مقدم قرار می‌گرفت؟ کمااین‌که آن ربنا نیز بیش از شش دهه است که در تار و پودِ ایرانیان حک شده ولی فی‌النفسه سخن، این است که خواهشاً، میراث فرهنگی ناملموس را نیز همچون آن امام معصوم، برای مردم نگهداریم!!!

منابع و مآخذ:

  • آواز مذهبی. سیدجواد ذبیحی. پایگاه اطلاع‌رسانی آواز مذهبی. www.avazemazhabi.com
  • ذبیحی، سیدجواد. دانلود آثار زنده‌یاد سیدجواد ذبیحی. تارنگار و وبلاگ مرحوم سیدجواد ذبیحی. http://sj-zabihi.blogfa.com
  • مبصری، بهروز. ۱۳۹۶. مکتوبات شخصی و توضیحات مکتوب بهروز مبصری (دیسکوگراف و پژوهشگر موسیقی) به نگارنده (محمدرضا ممتازواحد) درخصوص ناگفته‌ها و ناشنیده‌ها در خصوص سیدجواد ذبیحی.
  • ممتازواحد، محمدرضا. ۱۳۹۳. با مناجاتیان قدس. روزنامه اطلاعات، ضمیمه ادبی هنری شماره‌های ۲۷۶، ۲۷۷، ۲۷۸، ۲۷۹ و ۲۸۰.
برگ سبز برنامه‌ شماره ۱ با صدای سیدجواد ذبیحی در آواز افشاری

اشتراک گذاری

درباره نویسنده

موسیقی فارس- «محمدرضا ممتازواحد» (نویسنده و مفسر موسیقی)، متولد دهم امرداد ۱۳۶۱ در تهران است. در کودکی به موسیقی علاقمند شد و شروع به شنیدن و مطالعه آثار مضبوط و مکتوب موسیقایی نمود. فراگیری جدی موسیقی را همزمان با تحصیل در دانشگاه و با نوازندگی سنتور آغاز کرد و روایت‌های معتبر ردیف سازی و ردیف آوازی و همچنین تصانیف و قطعات قدیمی را مورد بررسی و تحلیل قرار داد. ممتازواحد از ابتدا علاقه جدی به عرصه‌های نگارشی و پژوهشی داشت و فراگیری موسیقی را صرفاً جهت نیل به شناخت بیشتر دنبال کرد؛ به همین دلیل یادگیری ردیف و مطالعه روایت‌های معتبر ردیف، درک بیشتری را در امور مطالعاتی، تحقیقاتی و پژوهشی وی به همراه آورد. محمدرضا ممتازواحد سال‌های بعد نیز دوره‌های مختلف آموزشی از جمله «تئوری موسیقی ایرانی»، «تجزیه و تحلیل ردیف» و «تحلیل بنیادی ردیف» را با موفقیت پشت سر گذاشت. وی به‌طور جدی از اواخر دهه‌ی هفتاد شروع به نوشتن و نگارش کرد ولی همکاری رسمی‌اش با مطبوعات کشور از دهه هشتاد آغاز شد و از آن زمان تا به حال، با جراید و نشریات مختلف تخصصی و عمومی همکاری داشته است. از جمله تألیفات او می‌توان به نشریات ماهنامه هنر موسیقی، ماهنامه گزارش موسیقی، فصلنامه خانه موسیقی، ماهنامه موسیقی قرن ۲۱، ماهنامه پویش، هفته‌نامه کتاب هفته خبر و همچنین روزنامه‌هایی چون اطلاعات، کیهان، همشهری، ایران، اعتماد ملی، وطن امروز، شهروند، صبا، فرهیختگان، سایه، نوآوران و همچنین سایت‌های تحلیلی- خبری چون موسیقی ایرانیان، آوای ایرانیان، فارس و… اشاره کرد. از او بیش از ۳۰۰ نوشتار تحت عنوان مقاله و یادداشت باقی‌مانده که حدودِ ۱۰۰ نوشتارِ آن، در جراید و نشریات تخصصی موسیقی به‌چاپ رسیده است. همچنین ممتازواحد نگارش متن کاورِ آلبوم‌های موسیقی از جمله آلبوم «مرکب‌خوانی در ردیف موسیقی آوازی ایران» (با اجرای استاد حسن گلپایگانی- ۱۳۹۵) را برعهده داشته و در کتاب‌هایی چون «از پاریز تا پردیس» (یادنامه دکترمحمدابراهیم باستانی‌پاریزی)، «مرز پُر گهر» (یادنامه دکترحسین گل‌گلاب)، گنجینه گلپا (مجموعه آثار اکبر گلپایگانی) و….، مقالات و یادداشت‌هایی نیز از وی به‌چاپ رسیده است. ممتازواحد همچنین از اواخر دهه‌ی هشتاد، در برنامه‌های موسیقی‌محور شبکه‌های مختلف رادیویی (از جمله رادیو فرهنگ (برنامه‌های نیستان، نوایی (به‌کارگردانی، نویسندگی و اجرای ممتازواحد)، ایل بانگ و….) رادیو اینترنتی ایران‌صدا، رادیو اینترنتی گُلوَنی، رادیو نوا و رادیو ایران (برنامه عندلیب)) و همچنین برنامه‌های موسیقی‌محور تلویزیونی از جمله برنامه‌ی نغمه‌ها (شبکه چهار سیما) فعالیت نمود که این همکاری کم و بیش ادامه دارد. محمدرضا ممتازواحد دارای مدرک کارشناسی در رشته مهندسی برق – قدرت (الکتروتکنیک) می‌باشد.

پاسخ دهید