نقدی بر جنجال های اخیر در فضای مجازی؛

سیروان_مهراب! نتیجه‌ای هم داشت؟

0

موسیقی فارس_شبنم خان‌مصدق: پست اخیر سیروان خسروی مبنی بر اعتراض به تحریم کردن جشنواره فجر جنجالی به پا کرد، در پی این حواشی عده‌ای از هنرمندان سرشناش واکنش‌های مختلفی از خود نشان دادند، در این بین واکنش مهراب قاسم خانی به سخنان سیروان باعث دامنه‌دار شدن این جنجال‌ها شد. بگو مگوی اینستاگرامی مهراب قاسم خانی و سیروان خسروی توجه مرا به این مساله جلب کرد که آیا به راستی کدام قشر حق به جانب است؟! بالاخره فجر تحریم شود یا نه؟!
این مساله به خودی خود حائز اهمیت است ولی باید گفت که ظاهرا ما ایرانی‌ها از روز ازل، اول عمل کرده‌ایم و سپس فکر! مثال‌هایی که خلاف این اصل را ثابت کند بسیار اندک هستند و متاسفانه باید گفت این امر در روح ایرانی ریشه دوانده است.
معمولا در چنین فضاهایی طرح مواضع خسروی ها و قاسم خانی ها نتیجه ای ندارد و شرایط را تغییر نمی‌دهد، این دست جار و جنجال‌ها تنها در حد یک ابراز نظر پر سر و صدا میان دو “آدم معروف” باقی می‌ماند که تنها نتیجه‌اش تولید وجوه تکراری مثبت و منفی (آدم خوبا و آدم بدا) در اذهان جامعه ایرانی است. از طرف دیگر اگر سیروان ها و مهراب ها عکس العمل نشان نمی‌دادند طبعا مورد بازخواست “فن‌ها” نیز قرار می‌گرفتند، چون قشر هنرمند قشر بیدار و آگاه جامعه ما هستند فارغ از این‌ که آیا واقعا نام و ماهیت فعالیت آن‌ها را بتوان هنر و یاهنرمند گذاشت یا نه؟!
مساله بعدی این است چرا هنرمندانی که پشت سیروان یا مهراب را گرفتند عمدتا از افراد سلبریتی و مرفه هنری هستند چرا بقیه هنرمندان چنین موضع موافق یا مخالفی نگرفتند و سکوت کردند؟ یک دلیلش می‌تواند بُعد مادی قضیه باشد چون هنر در کشور ما تنها برای عده‌ای انگشت شمار ثمره دارد و به پول می‌رسد و برای سایرین صرفا یک تفریح لوکس محسوب می‌شود. شاید بقیه خانواده هنر ایران به ابعاد دیگر قضیه نظیر بیکاری فکرمی‌کردند چرا که تا زمانی که هنر و تک تک وجوه جامعه ما دارای دسته های مختلف نگرش اجتماعی نباشد در نهایت ثمره‌ای نخواهد داشت و تنها درحد یک بازخورد مثبت و منفی در کارنامه هنرمند باقی می‌ماند و سودش می‌شود رانتی که به دست می‌آورد و بالا رفتن وجهه هنری‌اش و یا بیکاری و توبیخ و پایین آمدن وجهه آن‌ها. ولی برای پدران و مادران و هواپیمایی که سوخت و فرزندانی که پرپر شدند از این خاک ثمره‌ای نیست و تنها درحد یک همدردی آن هم مجازی و بس!
سوال اینجاست که چه باید کرد؟
اول از همه باید تلاش کرد برای انجام فعالیت‌های سیستماتیک وتشکیلاتی مستقل و دارای پشتوانه و فعالیت‌هایی که دولت‌مآب نباشد، چرا که نتیجه در فعالیت های تشکیلاتی و جمعی است. تصورکنید جمعیتی که کار فرهنگی و جناحی هدفمند می‌کنند با افرادی که خودمحورند و به این دست فعالیت‌ها می‌پردازند قطعا ارزش و نتیجه بالاتری دارند.

مورد بعدی این است که فعالیت‌ها باید علاوه بر جنبه تشکیلاتی جنبه حقوقی داشته باشند. اما برای انجام کارهای گروهی و یا تشکیلاتی باید مواردی را رعایت کرد که به چند نمونه از آن‌ها اشاره می‌شود؛
اخلاق حرفه ای
مسئولیت پذیر بودن
صداقت در کلام و کردار
عدم تناقض در حرف و عمل کسب اطلاعات بیشتر و مطالعه
داشتن یک ساختار و سیستم به روز و مدیریت درست بالابردن توانایی های فردی
انتقاد پذیری
نظم و دیسیپلین
اجتناب از عوام‌گرایی

حال به نظر شما فعالیت سیروان‌ها و مهراب‌ها
تنها در حد یک یاغی‌گری فرهنگی نیست؟!

اختصاصی موسیقی فارس

اشتراک گذاری

درباره نویسنده

پاسخ دهید