دومین «روایت طَف» منتشر شد

0

موسیقی فارس-دومین نماهنگ پروژه «روایت طَف» از اجتماع عظیم «عشیره عاشورا» در قالب یک دلنوشته عاشورایی در دسترس بینندگان قرار گرفت.

به گزارش موسیقی فارس ، دومین نماهنگ پروژه «روایت طف» از اجتماع عظیم «عشیره عاشورا» با عنوان «پلک اول؛ گیرنده یافت نشد» توسط دست‌اندرکاران مجموعه «فطرس» به عنوان مرکز حفظ و نشر آثار محمود کریمی ذاکر اهل بیت (ع) منتشر شد.

«طَف» نام دیگر سرزمین کربلاست که در ادبیات مرثیه خوانی و ذکر مصائب حضرت امام حسین (ع) از این عنوان بسیار شده که دربرگیرنده عنوان کربلای معلی است.

در متن دومین نماهنگ پروژه «روایت طف» آمده است:

پدرم قصه مرد را بارها گفته بود. پدرم می‌گفت من با مرد همسفر بودم توی بیابان‌های مکه تا کوفه؛

وارد کوفه که شد من بالای نخلی بودم و از دور می‌دیدمش؛ پدرم می‌گفت: سر دعوتش دعوا بود که کجا شام بخورد و کجا ناهار.

رَمه بود که پیش پایش قربانی می‌شد و مشت مشت اسفند دور سرش. دود.

پدر می‌گفت: ورق برگشت و مرد تنها ماند. عین پیاله پیمانه در خمره گندم.

پدرم می‌گفت: من آن شب با مرد توی کوچه‌های کوفه قدم می‌زدم. ماه روی تنهایی اش گرد نقره‌ای رنگ می‌پاشید. خودش بود و شمشیرش و صدای زوزه شغال که متعفن و چرک روی دوش شن بادها می‌آمد و بر در و دیوار شهر می‌نشست.

پدر می‌گفت: زدند زیر حرفشان، بعد دستگیرش کردند، بعد مرد را کشتند و من بالای مناره مسجد بودم که دیدم افتاد و دیدم خون از گوش و بینی‌اش روی خاک کف کوچه‌ها جاری شد.

پدرمی گفت: از فردا توی بازار، شمشیر فروش‌ها وقت سر خاراندن نداشتند. آهن و فولاد پیدا نمی‌شد و کاروان‌ها به جای شِکر و ادویه و دارچین از هند و یمن و هرات فقط تیغ و شمشیر و نیزه می‌آوردند و همه را فروخته بودند.

پدرم می‌گفت: اگر کشاورزی می‌خواست داس و تیشه ای تیز کند، باید منت می‌کشید و سر کیسه شل می‌کرد و صبوری…

پدرمی گفت: مرد تنها بود، مرد را کشتند و هیچکس به وصیتش عمل نکرد که گفته بود: قلم و کاغذ بردارید و دو کلام به پسرم بنویسید: «کوفه نیا»



اشتراک گذاری

درباره نویسنده

پاسخ دهید