بازیگر نقش شِبلی:

محمد حسین صفری: پرواز همای نقطه عطف اپرای حلاج است

0

موسیقی فارس_پانیذ رحیمی: محمد حسین صفری، متولد سال ١٣۵۶ در شهرستان گنبد کاووس و فارغ‌التحصیل رشته کارگردانی و کارشناسی ارشد فلسفه و از دانش‌آموختگان مکتب استاد هوشنگ مرادی کرمانی و استاد عباس کیارستمی بوده که همان بازیگر محبوب نقش شبلي بزرگ در اپرای فاخر حلاج به کارگردانی و نويسندگي پرواز همای است و اخیرا با چیره‌دستی اش روی صحنه علاوه بر مردم نظر هنرمندان متعددی را به خود جلب کرده است.

صفری در عرصه های بازیگری، نویسندگی، کارگردانی، تصویر برداری، فیلمنامه نویسی، عکاسی، تدوین، شعر و داستان مشغول فعالیت تخصصی است. او که با حضور در جشنواره های داخلی و خارجی موفق به دریافت جوایز کثیری در زمینه های فیلم، عکس، فیلمنامه و… شده ، کسب جایزه در جشنواره عکس نورث جرسی، جشنواره بین المللی فیلم روسی، جشنواره بین المللی لندن و جشنواره فیلم کینولیت نیز در کارنامه هنری اش به چشم می خورد. او همچنین از اعضای رسمی باشگاه هنرمندان جوان حوزه هنری، عضو پیوسته انجمن مستندسازان خانه سینما و عضو انجمن عکاسان بین‌المللی فیاپ نیز است. تازه ترین اشعار او در کتاب شعری با عنوان “جنوبی‌ها” در سال ٩٧ توسط حوزه هنری به چاپ رسید.

 

بخش اخبار سایت موسیقی فارس به بهانه اجرای موفق “اپرای حلاج” به سراغ محمدحسین صفری رفته تا از جزئیات مراحل ساخت و اجرای این اثر فاخر مطلع شود. در همین راستا گفتگویی صمیمی با این هنرمند موفق صورت گرفته است که در ادامه متن این مصاحبه را می خوانید؛

 

اپرای حلاج چه زمانی متولد شد و  تمرین های مربوط به آن چه مدت و چگونه صورت پذیرفت؟

 

درخصوص نویسندگی اپرای حلاج، آقای همای چند سالی به صورت مداوم روی این اپرا کار می‌کرد، چندین بار نوشته بود، بازخوانی کرده بود، دوباره از نو نوشته بود و من پیش از شروع کار و تمرینات در جریان متن بودم.  یک بخشی از تمرینات که مربوط به موسیقی بود از خانه و بخش های نمایشی روی صحنه و در سالن آغاز شد. در حدود 7 ماه تمرینات سنگین، سخت و فشرده ای داشتیم چراکه باید با موسیقی هماهنگ می‌شدیم.

 

همکاری و همراهی شما با پرواز همای چگونه آغاز شد؟

 

دوستی من و آقای همای به دوران دانشگاه برمی‌گردد، ما از زمانیکه از شهرستان به تهران آمدیم با هم بودیم و کار های مختلفی را باهم به اتمام رساندیم، چه زمانیکه من در تئاتر بودم و آقای همای کار آهنگسازی انجام می‌دادند و چه حالا که آقای همای کارگردانی می‌کند و من برایشان در اپرای حلاج کار بازیگری انجام می دهم. فراتر از کارهای مشترکی که با یکدیگر تجربه کردیم، در حقیقت آن دوستی و رفاقت و برادری میان ما است که شکل و رنگ و بوی دیگری دارد.

 

گویا پیشینه مشترک طولانی داشته اید، چند سال است که پرواز همای را می شناسید؟

 

بله همینطور است؛ ما از سال ١٣٧٧ تا حالا با یکدیگر کار و زندگی می‌کردیم.

 

 

به نسبت سایر آثار تولید شده با چنین عنوان هایی اجرا اپرای حلاج را در چه سطحی می‌ سنجید؟

 

اپرای حلاج به نسبت همه آثاری که در حال حاضر اجرا می‌شود و شکل موسیقیایی دارد به مراتب خیلی ویژه است. اپرای حلاج پس از اپرای عشق و عقل آدمی برخورد حرفه ای تری با خود به همراه داشت و تاثیر گذاری آن، هم به لحاظ متن، هم به لحاظ محتوا و هم به لحاظ اجرا کاملا دیده می شود و مشهود است، هم از استقبال مردم و هم از تحلیل و نقد هنرمندانی که به تماشای کار نشستند و با آن ارتباط برقرار کردند وجه تمایز خیلی زیادی دارد. اپرای حلاج هم به لحاظ روایت هم به لحاظ شکل از کار های دیگر متمایز است، چراکه به راحتی و به شکل استعاری می تواند از متون و داستان های قدیمی نظیر حلاج بهره ببرد و به مشکلاتی که بشر و جامعه امروز با آن درگیر است بپردازد.

 

نظر شما در مورد عدم حضور سلبریتی به جز خود پرواز همای در اپرای حلاج چیست؟ پیش از این طی مصاحبه ای که با وی داشتم گفته بودند:«اپرای حلاج بسیار موفق است و نیازی به اضافه کردن کسی نیست.»

 

نمی توان این موضوع را که سلبریتی در جامعه ما تاثیر گذار است نادیده گرفت. نمی‌دانم این تفکر از کجا می آید و چرا اینگونه شده و چرا مردم فکر می‌کنند باید سلبریتی هایی در یک اثر حضور داشته باشند تا آن کار دیده شود. ضمن اینکه هر سلبریتی جایگاهش هر جایی نیست و باید درست انتخاب شود. یک نمونه بارز و مثال زدنی همین اپرای حلاج است، آقای همای می‌توانست به دلیل جایگاهی که دارد به راحتی از سلبریتی ها استفاده‌ کند تا نقش شِبلی را اجرا کنند اما آمد به دوستش اعتماد کرد و نتیجه گرفت. درحقیقت این اعتماد است که نتیجه می گیرد و مردم استقبال می کنند، هم از بازی من، هم از نقش شِبلی، هم از تاثیر گذاری این کار، ضمن اینکه در کنار مردم همه هنرمندانی که آمدن و به لحاظ تخصصی به تماشای کار و بازی من نشستند تحسین کردند. در نتیجه سلبریتی تعاریف دو گانه ای دارد که در بعضی کارها جواب می دهد و در بعضی کارها جواب نمی دهد.

 

 

اخیرا شاهد حضور سلبریتی ها در عرصه های مختلف و ورود آنها به حوزه های دیگر هستیم که به لحاظ تکنیکی و تخصصی خیلی موفق ظاهر نشدند، به طور کلی نظر شما در مورد اینگونه ظواهر چیست؟

 

وقتی خالق یک اثر  از ضعف متن خود آگاهی دارد و کارش به لحاظ محتوایی کم اثر است، به سراغ ظواهر و جذابیت های بصری می‌رود، که یکی از آنها استفاده از سلبریتی است، اما اگر ‌شما متن قوی داشته باشید، چه در حوزه فیلم، چه در نمایش و… مخاطب را جذب می کند.

 

 

از مشاهدات من در هنگام تمرین اپرا، جزئی نگری و وسواس پرواز همای در تمامی بخش ها بوده است. به طور کلی همکاری و انسجام و هماهنگی گروه چطور بوده است؟

 

از ویژگی های بارز همای این است که در همه مسائل و حوزه ها خیلی دقیق است. بسیاری از کارها، هماهنگی ها، انتخاب بازیگران، انتخاب صحنه و… را خودش شخصا انجام می‌دهد.  ممکن است در کاری مشاوره بگیرد اما در نهایت او تصمیم گیرنده است. از آنجا ک انسان هوشمندی می‌باشد و در واقع خوب می‌بیند، خوب می‌شناسد و تجربه خوبی هم دارد و این‌گونه نیست که با تئاتر ناآشنا باشد. پیش از این تئاتر کار کرده است و همه این موارد سبب شده تا آدم موفقی باشد. بطور کلی کار هنرمند این است که جزئیات را خوب ببیند، هنرمندی که توانایی دیدن جزئیات را نداشته باشد موفق نمی‌شود.

 

بنظر شما نقطه عطف این اجرا چه کسی بوده است؟

 

نقطه عطف این اجرا آقای همای است، هم موسیقی آقای همای، اجرا و وجوه نمایشی او و خواندنش که نسبت به سایر خوانندگان خیلی متفاوت است و بسیار خوب دیده می شود. در واقع یقینا تنها نقطه عطف این کار پرواز همای است چراکه اگر نبود این کار اصلا شکل نمی گرفت.

 

 

نقش مخاطب را در چنین آثار فاخری که کمتر شاهد تولیدشان هستیم چگونه می بینید؟

 

همه آثار هنری به وجود و حضور مخاطب هایشان زنده اند، به خصوص در اجراهای صحنه ای که دلگرم کنندگی اش به حضور بیننده آن اثر است و اگر نباشد اصلا این آثار برای چه روی صحنه اجرا می شوند؟ مخاطب تاثیر مستقیم و غیر مستقیم روی کار دارد.وقتی تماشاگر خاص و هوشمند است، در جریان روایی آن هم تاثیر گذار است. ما گاهی به خاطر مخاطب اثر را ویرایش می کنیم چرا که هربار با مخاطب تازه ای روبرو هستیم که نیاز تازه ای را می طلبد.

 

به طور کلی تفاوت میان اپرا و تئاتر چیست؟

 

شکل بارز اپرا وجه موسیقایی اش است و در اپرا هم روایت به صورت موزون اجرا می شود، هم فرآورده اش بیشتر، بزرگتر و در سطح گسترده تری است و همچنین تلفیق موسیقی با نمایش است؛ اما در تئاتر فقط یک روایت وجود دارد و اگر در تئاتر موسیقی هم باشد، موسیقی متن است. نکته قابل توجه دیگر آن است که اپرا افراد خاص خودش را می‌طلبد که با جهان موسیقی هم آشنا باشند، اما در تئاتر  الزامی به آشنایی با موسیقی نیست.

 

شما به عنوان شخصی که چندین سال است در حوزه تئاتر فعالیت می‌کند، چه تفاوتی میان مخاطب تئاتر و مخاطب اپرا قائل هستید؟

 

مخاطب اپرا و مخاطب تئاتر مرز بندی مشخصی ندارند، اما در ایران از آنجایی که ما تا به امروز اپرا نداشته‌ایم، در واقع هنوز خیلی فضا ندارد و مخاطب این فرم نمایشی را نمی‌شناسد. البته اپرای عروسکی اجرا شده است و مخاطبان تئاتر بیننده آن بوده اند. اما حالا اپرای حلاج و اپرای عشق و عقل آدمی از مرز مخاطبان تئاتر عبور کرده و مخاطب عامه مردم را که اصلا تئاتر نمی‌دیدند را جذب می کند و در حقیقت این اپرا مردم را با تئاتر یا اپرای نمایشی آشنا کرده است.

 

از کارهای در دست تولید و فعالیت های آینده تان بگویید.

 

درحال حاضر در پی ساخت دو مستند یکی در شهرستان همدان در خصوص روستایی که همه ساکنان آن مشغول تولید جوراب هستند و دیگری در شهرستان طارم زنجان و با موضوع زیتون که هر دو مستند جنبه موضوعی اقتصادی دارند هستم. همینطور روی فیلمنامه فیلم سینمایی ام کار میکنم. همچنین مستندی با عنوان “شاهیر” را به تازگی به اتمام رساندم که روایتی از پنج شاعر ترکمن است و در ماه آینده از صدا و سیما پخش می‌شود.

 

آقای صفری بسیار سپاسگزارم از فرصتی که در اختیار سایت موسیقی فارس قرار دادید، به عنوان سخن پایانی اگر صحبتی دارید بفرمایید؛

آثار این چنینی در واقع واکنش های متعددی را در پی دارند، خواهش من این است که مسئولین درک خود را نسبت به آثاری ک مورد استقبال عامه مردم قرار می گیرند و شکل متفاوتی دارند و یا برای اولین بار در این کشور زاده می شوند نگاه حمایتی داشته باشند،نگاه حمایتی مسئولین اثر را به لحاظ محتوایی هم غنی تر می‌کند و خیلی تاثیر گذار است.

اشتراک گذاری

درباره نویسنده

پاسخ دهید