+امروزه کم اتفاق می افتد موسیقی ای ماندگار شود

+امنیت شغلی و مالی نداریم

موسیقی فارس- لی‌لا رضایی: دانیال شهرتی خواننده است اما عمده شهرتش در ساخت موسیقی بی کلام است. شهرتی  تحصیل‌کرده رشته موسیقی‌ست و دوره‌های پیشرفته آهنگسازی و‌هارمونی را به مدت چهار سال نزد دکتر روشن‌روان گذرانده است. او به نواختن سازهای پیانو، سازهای الکتریک، گیتار کلاسیک، دف و ملودیون تسلط دارد.

از او تاکنون آثار بسیاری منتشر شده که آخرین آنها «فرشته ای در باد» است که به کادر درمان تقدیم شد. این آهنگ ساز سینما و تلویزیون، در آثاری همچون سریال تلویزیونی «تلاطم» فعالیت داشته است.

*در موسیقی شما سینتی‌سایزر چه نقشی در موسیقی‌تان بازی کرده است؟ آیا این به صلاح موسیقی اتان بوده است و در جهت رشدش ؟

در موسیقی امروزی وجود سینتی سایزرها و صداهای الکترونیک یک نیاز اصلی است

سینتی سایزر و «وی اس تی »ها در کارهای من تقریبا نقش پر رنگی‌دارند. البته بیشتر کارهای من صرفا الکترونیک نبوده و تا به حال و ترکیبی از VST ها و سینتی سایزرها و سازهای آکوستیک را تجربه کرده ام.

بله صد در صد به موسیقی کمک می کند و باعث رشد آن می شود، به شرطی که درست و هوشمندانه استفاده شود.

ما در موسیقی امروز به فضاها و صداهایی جدید و نو نیاز داریم که توی سازهای آکوستیک نمی توانیم پیدا کنیم و اینجاست که سینتی سایزرها به کمک آهنگساز می آیند. سینتی سایزها دنیای بسیار بسیار بزرگی دارند که به تنهایی می شود با آنها کارهایی فوق العاده زیبا خلق کرد.

ولی به شخصه معتقدم هیچ صدایی صدای طبیعی نمی شود، چرا که این صداهای مصنوعی که سینتی سایزرها تولید می کنند، تاریخ مصرف داشته و از مد می افتند و نمی شود در هر زمانی گوش داد .چرا که قدیمی می شود ولی صداهای طبیعی ساز هیچوقت تاریخ مصرف ندارند و همیشه از شنیدن آنها لذت می بریم.

*آهنگساز بزرگی مثل ونجلیس در جایی گفته اگر موسیقی که خلق کرده‌ام شش دقیقه و سی ثانیه طول بکشد معمولا به این معنی است که به همان اندازه برای ساختنش وقت صرف کرده‌ام. وقت در موسیقی شما چه میزان اهمیت دارد؟

ببینید بستگی دارد. من هم خیلی از قطعاتی که تولید کردم به اندازه همان زمان آهنگ وقت برده است. (البته ساخت آن آهنگ فقط و‌اگر با پیانو و‌ یک ساز اجرا بشود.) ولی اگر بخواهیم قطعه را ارکستراسیون و تنظیم بکنیم، زمان بیشتری نیازداریم.

زمان برای من بستگی به نوع کار و سبک دارد و اینکه کار سفارشی باشد یا از روی علاقه و …

مثلا یک کار را توی ۲ ساعت آهنگسازی و تنظیم می کنم و یک کار را توی چند ماه!

بستگی دارد کار الکترونیک باشد، ارکسترال باشد، نت نویسی بخواهد یا نه و…

البته بگویم که توی خروجی کارم خیلی تاثیر ندارد. چه بسا خیلی از کارهایی را که سریع تر جمع کردم بازخورد بهتری داشته است.

من نوازنده پیانو هستم و بسته به تعداد لاین هایی که تنظیم می کنم، کارم زمان می برد. چون چیزی را ‌که می خواهم بنوازم می توانم به سرعت و کوانتایز بنوازم و اکثرا هر لاین را بیشتر از یک یا دو بار نیاز نیست بزنم.

سازها و تکنیک های اجرایی اشان و نوع نواختن آنها را‌‌ خوب می شناسم و بلدم. پس زمان خیلی زیادی از من نمی گیرد.

*نقدی که بر موسیقی ساخت اهنگسازان امروزی وارد است این است که آشنایی با علم موسیقی و در ژانر سنتی به موسیقی دستگاهی ندارند.در این باره نظرتان چیست؟

اینکه خیلی آهنگسازان امروزی  سواد موسیقی ندارند واقعاجای تاسف دارد.

درست است که درصد بیشتر هنر، استعدادی و ذاتی است ولی همان آهنگساز که مثلا فلان قطعه را ساخته و هیت شده ،مطمئنا اگر سواد موسیقی داشته باشد قطعه حرفه ای تری را می تواند خلق کند.

البته بعضا شاهد این هستیم که به صورت ناخودآگاه تکنیک ها یا آکوردها و هارمونی های خیلی خوبی استفاده می کنند ولی اگر آنها توضیح بخواهی نمی توانند توضیح بدهند که چه اتفاقی در موسیقی افتاده ولی از آنجا که استعداد خیلی خوب و گوشی قوی ای دارند، نا خودآگاه آن تکنیک ها را توی موسیقی پیاده کرده اند.

من یادم است  دوستی پیش من آمده بود و با پیانوی من کیبورد می نواخت و قطعه ای  را زد. سواد موسیقی نداشت و به صورت گوشی موسیقی را یاد گرفته بود ، بسیار پنجه شیرینی داشت و آکوردهای خوشگلی می گرفت ولی خب همه اش به صورت گوشی بوده!

 آهنگساز کلاسیک ، پاپ یا راک نیازی ندارد موسیقی سنتی و دستگاه های ایرانی را بداند، البته این نظر شخصی من است.مگر اینکه بخواهد از آن توی موسیقی اش استفاده کند که خب هرچه اطلاعات بیشتری داشته باشد، می تواند قطعه بهتری بنویسد.

*با توجه به فعالیتتان در زمینه موسیقی فیلم تاریخ و جایگاه موسیقی فیلم در ایران را توضیح دهید.

فکر می‌کنم موسیقی فیلم در ایران از اواسط دهه ۴۰ شروع شد و دهه پنجاه اوج شکوفایی آن بود .

من فکر می کنم موسیقی فیلم در ۹۰ درصد موارد در ایران سرسری گرفته می شود و کارگردان در دقیقه ۹۰ به آهنگساز سفارش ساخت موسیقی می دهد، عجله دارد و یا نمی‌خواهد هزینه کند.

 از لحاظ موسیقی های محلی یا سنتی سطح قابل قبولی داریم. یعنی اگر تم و فضای سنتی بخواهیم، موسیقی های خوبی ساخته شده است ولی در موسیقی های مدرن ضعیف عمل کرده ایم و نمونه بارزی به چشم نمی خورد یا بسیار کم است.

یکی از بزرگترین ضعف ها و ضعف در میکس و مسترینگ و فضای موسیقی فیلم های ماست. آن نرمی فیلمهای حرفه ای دنیا را ندارد  که این هم برمی گردد به چند دلیل! هزینه ها، شرایط رکورد و….

موسیقی فیلم «گیم آف ترونز» ارکستر پر عظمت وقتی می شنویم مطمئن باشید برای ساخت آن کلی هزینه شده است و برای ساخت آن زمان کافی وجود داشته است. آهنگساز قطعاً از لحاظ مالی ساپورت بوده و دستش باز بوده است. ولی آهنگسازهای ما این امکانات را در اختیار ندارند و مجبورند با سیلی صورت موسیقی خود را سرخ نگه دارند .

مطمئنا اگر دست آهنگسازان ما باز باشد هم از نظر مالی و هم از نظر روحی قطعاً قطعات بی نظیری خلق خواهد شد . ولی درکل موسیقی فیلم های ما به ندرت من را به وجد می آورد و احساس می کنم بوی قدیمی می‌دهند. همچنین معتقدم از نظر میکس و مسترینگ، رکورد و… بسیار عقب هستیم. بیشتر کارگردان های ما موسیقی فیلم را خیلی جدی نمی گیرند و حاضر نیستند برای این بخش وقت و هزینه صرف کنند و با آهنگساز تعامل لازم را ندارند. هچنین فکر می‌کنم قدرت ریسک کمی دارند و دست آهنگساز را در نوآوری می بندند.

*چه زمانی موسیقی ماندگار می شود؟

ماندگاری موسیقی به خیلی عوامل بستگی دارد. ماندگارترین موسیقی ها همیشه در وهله اول موسیقی هایی بوده که در فیلم ها و سریال ها شنیده شده اند.

هر موسیقی ای شرایط خاص خودش را برای شنیدن و لذت بردن دارد. مثلا نمی شود توی عروسی موسیقی غمگین گوش‌ کرد یا برعکس توی کافه موسیقی رقص گذاشت و …

دلیل اینکه می گویم موسیقی های فیلم و سریال ماندگارتر از بقیه موسیقی هاست، این است که مخاطب ناخواسته در همان شرایطی که موسیقی را باید گوش بدهد، می شنود. یعنی جایگاه شنیدن آن موسیقی را کارگردان برایش با تصاویر و داستان و‌دیالوگ‌و‌بازی بازیگران و … ایجاد کرده است.

برای همین در خلوت خودش هم به طور ناخودآگاه می داند آن موسیقی را‌ چطور مصرف کند و اینکه چون آن را همراه با داستان دیده، برای خودش سریع تر و راحت تر همزات پنداری می کند.

دومین دلیلش تکراراست. من اصلا قبول ندارم که موسیقی حتما باید موسیقی خوبی باشد تا ماندگار شود. ما خیلی موسیقی ها داریم که ارزش‌موسیقی بالایی ندارند ولی ماندگار شدند.

امروزه خیلی کم اتفاق می افتد موسیقی ای ماندگار شود. برای اینکه مخاطب فرصت ندارد تا با آن موسیقی زندگی‌ و‌خاطره سازی کند. تا بیاید با آن خو بگیرد یه تراک جدید به بازار می آید.

 سرعت بالای تولید کار دلیل ماندگار نشدن موسیقی هاست و دلیل دیگر این  که تا یک موسیقی ای هیت می شود، ۶۰ میلیون خواننده و‌آهنگساز‌و‌ترانه سرا و …عین همان کار را تولید می کنند و فیک‌ش بیشتر از اصل اهنگ می شود.   این باعث ‌می شو که کار اصلی هم گم‌ شود.

 دلیل دیگر هم بر می گرد به نداشتن رسانه و تبلیغات و بالا بودن هزینه های تبلیغاتی و …که اصلا مخاطب کار را نمی شنود که بخواهد ماندگار شود یا نشود.

این را هم بگویم که من مخالف این هستم که موسیقی گذشته ماندگار بوده و الان نیست.

گذشته یک سری شرایط برای موسیقی مهیا بوده که یک سری را در‌بالا اشاره کردم ولی الان این شرایط مهیا نیست برای موسیقی امروز ما…

*موسیقی فیلم در سینما چه کارکردی دارد؟

موسیقی فیلم به نظر من یکی از اصلی ترین مباحث ساخت فیلم بوده و نقش خیلی خیلی پر رنگی دارد. حتی فیلمی که موسیقی ای ندارد، همان سکوت خودش یک نوع موسیقی است.

موسیقی خوب می تواند یک فیلم را  بالا بکشد وه می تواند یک فیلم خیلی خوب ر با موسیقی بد به پایین بکشد.

ولی متاسفانه در ایران کارکرد موسیقی را در سینما جدی نمی گیرند و معمولا آخرین مرحله تولید، تولید موسیقی است که معمولا بودجه ها به پایان رسیده و نمی توانند و نمی خواهند برای موسیقی هزینه کنند. در صورتی که مطمئنا اگر حمایت درست از آهنگساز شود، در این زمینه تاثیر به شدت زیادی بر روی خروجی فیلم دارد. ولی سینماگران عموما دنبال این هستند که با حداقل ترین بودجه، حداکثر درآمد و سود را داشته باشند و درواقع عده کمی از کارگردانها و تهیه کنندگان به دنبال اثری درخور و ارتقا سطح فیلم خود هستند. وقتی اینجوری باشد، آهنگساز هم دستش بسته است و نمی تواند با خیالی آسوده روی اثرش تمرکز کند و موسیقی ای را که واقعا می خواهد خلق کند.

به نظر من ما در ایران چه در موسیقی چه سینما چه کارهای دیگر همه فقط دنبال سود هستیم و کمیت را به کیفیت ترجیح می دهیم و فکر می کنم یکی از دلایل این بر می گردد به نداشتن امنیت مالی و شغلی برای حداقل های زندگی  که توی هنر نداشتند که دیگه بدتر از بقیه شغل ها هیچگونه امنیت مالی و حمایتی وجود ندارد.

*پرداخت شما به موسیقی پاپ کمتر دیده شده. این درحالی است که در این نوع موسیقی صدای خواننده، شعر و ریتم خیلی برجسته است. اصولا این موسیقی پاپ از لحاظ  هارمونی خیلی ساده‌تر از انواع دیگر موسیقی است،به دلیل ارتباط بیشتر با مخاطب.

چرا از پاپ گریزانید؟

من بیشتر فعالیتم در راستای موسیقی با کلام بوده است. اینکه فعالیت من در این زمینه کمتر به چشم می خورد و کمرنگ تر به نظر می آید، چندین دلیل دارد که بزرگترین دلیل آن شرایط بد اقتصادی و آشفته بازار داخل  است .  در این یکی دو سال اخیر هم که کرونا باعث شده خواننده ها دل و دمغی برای تولید کار نداشته باشند‌.

 از طرف دیگر هزینه زیاد تولید یک قطعه برای خواننده که هیچگونه حمایتی نمی شود و بازگشت مالی ای ندارد. از آن طرف کار تولید می کنیم  و از این طرف هزینه ی گرفتن مجوز و زمانی که از دست می دهد تا کار مجوز بگیرد، همچنین هزینه تبلیغات و پخش کار که قیمت های نجومی می خواهد برای دیده شدن و ساخت ویدیو و و و … همه این ها باعث شده که خواننده ها کمتر کار تولید کنند.

من هم دوست ندارم بیکار بمانم و  آلبوم بی کلامی را که ساخته بودم، جمع آوری کردم و به صورت آلبوم یا تک ترک منتشر کردم. اتفاقا من موسیقی پاپ را خیلی دوست دارم.

*فکر می کنید موسیقی زبان ساده ای برای ارتباط با جهان باشد؟ یا نیاز به ترجمه دارد؟

قطعا موسیقی نیاز به ترجمه ندارد. فقط ترانه است که آن وقتی ترجمه می شود، جذابیتش را از دست می دهد و به نظر من نیازی به همچین کاری نیست. هر کس در هر جای دنیا می تواند با شنیدنش لذت ببرد.

همانطور که ما موسیقی های کشورهای دیگر را گوش‌می دهیم و از شنیدنش لذت می بریم، بقیه هم مثل ما هستند.من معتقدم موسیقی ترجمه لازم ندارد. موسیقی ای که خوب باشد و با احساس و تفکر ساخته شود را هر کسی در هر جای دنیا بشنود برایش تاثیرگزار خواهد بود و از شنیدن آن قطعا لذت خواهد برد.

*برای آشنایی مردم با موسیقی خوب چه برنامه ای میتوان پیش گرفت؟

بعضا دیده ام در برخی مدارس آموزش موسیقی مثلا هست ولی کاملا غیر اصولی و با مدرسین بی تجربه و یا بی سواد، بدون هیچ بودجه ای برای این موضوع .

من یادم است سال ۱۳۸۶ در یک مدرسه غیر انتفاعی گفتند بیا موسیقی تدریس کن ولی به همه تنبک یاد بده یا سنتور! طرف اصلا نمی دانست من ساز تخصصی ام پیانو است و اینکه موسیقی را این جوری آموزش نمی دهند.

حتی خانواده های ما آموزش لازم در این راستا را ندیده اند و موسیقی را به چشم یک تفریح نگاه می کنند و توی اولویت های آخر و با تفریح و سرگرمی فرزندشان یکی می دانند. اینها باعث‌ می شود آن کودک بزرگ که شد، دیدگاه او هم قطعا به موسیقی همانگونه شود.

خانه از پای بست ویران است و ریشه ای باید این موضوعات درست شود.

*تربیت شنیداری در جوامع پیشرفته فضای بهتری برای موسیقی ایجاد می کند. چرا در ایران چنین نیازی حس نمیشود؟ یا اگر میشود اهمیتی به آن داده نمی شود؟

ما اصلا در ایران تربیت شنیداری نداریم و‌ مسولان ما اصلا نمی دانند چی هست و اعتقادی هم به آن ندارند و روی آن مانور نمی دهند  و برایش برنامه ای ندارند. چرا که در واقع خیلی از علمای دینی ما همچنان موسیقی را حرام می دانند.  صدا و سیمایی که ساز را ‌نشا ن نمی دهد و ویدیو کلیپی در آن پخش نمی شود. آموزش و پرورش که مهمترین مکان برای تربیت شنیداری و فرهنگسازی موسیقی خوب است، رسما تعطیل است و هیچگونه آموزشی در این زمینه ندارد.

*آیا شما به دنبال راهی در این مسیر بوده و یا هستید؟

متاسفانه موزیسین های ما هیچگونه اتحادی با هم ندارند. هیچکس دیگری را قبول ندارد و به عبارتی پشت هم نیستن

من خرده  نمی گیرم چون اکثرا امنیت شغلی و مالی نداریم و همین باعث ‌می شود مقابل همدیگر جبهه بگیریم و همدیگر را بکوبیم تا خودمان بتوانیم بیایبم بالا و بتوانیم یک لقمه نلن در بیاوریم.

نسل قدیم چون دیگر طرفدار ندارد و نتوانسته به روز شود، نسل جدید را قبول ندارد و بالعکس نسل جدید به نسل قدیم احترام نمی گذ ارد  و و و …

ما یک سری جلسات قبل از کرونا همراه با دوستان خوبم سجاد عزیزی و دکتر محمدرضا چراغعلی با دیگر هنرمندان داشتیم که به بررسی این مسائل می پرداختیم.

 به همت کانون ادبی زمستان نشست هایی مثل نشست عطف و … که داشت خوب پیش می رفت و هنرمندان مطرح کشورمان از موزیسین و ترانه سرا و شاعر و … در این نشست ها حضور داشتند و چند ساعت راجع به این جور مسائل بحث‌ وگفت و گو‌می کردیم تا بتوانیم راه حلی برای نجات موسیقی داشته باشیم ولی کرونا باعث شد همه اینها فعلا لغو شود.

امیدوارم شرایط زودتر به حالت عادی برگردد تا بتوانیم بیشتر از این جور جلسات داشته باشیم.

درباره ی نویسنده

لی لا رضایی

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *